پایان نامه درباره اصول نظریه انتخاب

  •   ۱- ما فقط رفتار خودمان را می توانیم کنترل کنیم.

۲- ما فقط به دیگران اطاعت می دهیم و از دیگران اطلاعات می گیریم حق انتخاب مان نیز در این است که با این اطلاعات چگونه برخورد کنیم.

۳- مشکلات روان شناختی دراز مدت،مشکلات رابطه ای هستند.مشکلات رابطه ای تا حدودی علت مشکلات دیگری چون درد،خستگی،ضعف و برخی بیمارهای مزمن که معمولا به آنها بیماری های دستگاه خود ایمنی گفته می شود نیز هستند.

۴- مشکل رابطه ای همیشه جزئی اززندگی کنونی ما است.

۵-وقایع دردناک گذشته اگرچه با شخصیتی که هم اکنون داریم خیلی رابطه دارند ولی زنده کردن، دوباره آنها کمک چندانی به کاری که هم اکنون باید انجام  بدهیم یعنی بهبود بخشیدن رابطه ی کنونی مهم مان نمی کنند.

۶- ما تحت فرمان پنج نیاز ژنتیکی هستیم: نیاز به زنده ماندن،نیاز به عشق و تعلق،نیازبه قدرت نیاز به آزادی ،نیاز تفریح

۷- ما فقط با ارضای عکس یا عکس های درون دنیای کیفی خود می توانیم این نیازها را ارضا کنیم.همیشه ما مهم ترین چیزها را وارد دنیای کیفی خود می کنیم.

۸-ما از تولد تا مرگ فقط می توانیم رفتار کنیم.تمام رفتارها رفتار کلی هستند که چهارمولفه جدا ناشدنی دارند(عمل،فکر،احساس،فیزیولوژی)  (نلسون۲۰۰۱).

  • اهداف درمانی نظریه انتخاب:

هدف واقعیت درمانی پرورش قبول مسؤولیت درفرد و ایجاد هویتی موفق است.بنابراین درمانگرباید دراولین مرحله رفتاری راکه درصدر اصلاح آن خواهد بود شناسایی کند وتمام توجهات خود ومراجع را به آن معطوف دارد و به گذشته او توجه نکرده و هیچ گونه عذر و بهانه ای را برای رد مسؤولیت نپذیرد و همین طورازپذیرش هرگونه حالت انتقال برحذرباشد.تشخیص همان رفتارغیرمسئولانه است و تشخیص دیگری درنظرنخواهدبود(شلینگ ،ترجمه آرین، ۱۳۷۴).

ابتدا گلاسر نیازهای اساسی روانی فرد را نیاز به مبادله عشق و محبت و نیاز به احساس ارزشمندی می دانست. (شفیع آبادی،۱۳۸۴).

بعدها گلاسر نظریه اش را به نظریه کنترل (۱۹۸۴) و سپس به نظریه انتخاب گسترش داد.پنج نیاز اساسی را مطرح کرد و ارضاء آنها را در ایجاد سازگاری افراد مهم دانست.همچنین هدف کلی نظریه انتخاب کمک به مراجعان برای جایگزینی روان شناسی کنترل بیرونی با نظریه انتخاب است که موجب افزایش غنای زندگی و سلامت روان می شود.ولی به طور خاص واقعیت درمانی و نظریه انتخاب اهداف زیر ذیل را دنبال می کند:

۱- واقعیت درمانگران سعی می کنند چهارچوب نظریه انتخاب را به مراجعانشان انتقال آموزش دهند.

۲- اهداف این رویکرد بالا بردن سطح آگاهی مراجعان از رفتارهای انتخابی شان و اینکه چگونه تلاش دارند دنیای اطراف خود را کنترل کنند.

۳- واقعیت درمانی احساس مسؤولیت مراجعان در مقابل انتخاب کاری که انجام می دهند افزایش می دهد و آموزش می بینند که لازم نیست قربانی خود شکنندگی  خویش و انتخاب های گذشته باشند.

۴-مراجعان برای فهم بیشتر رفتار به آموزش و تشخیص نیازهای اساسی خود و دیگران  ترغیب می شوند.

۵- نظریه انتخاب به مراجعان کمک می کند تا یک تصویر واقعی از دنیای کیفی خود و دیگران و نحوه ی ارضاءآنان بیابند.

۶-نظریه انتخاب اجزای رفتار کلی  را برای تسلط و ارتقا رفتار ها و انتخاب های کنونی به مراجعان آموزش می دهد.

۷-نظریه انتخاب تاثیر کنترل بیرونی، عادات مخرب و سازنده را بر دیگران آموزش می دهد(نلسون،۲۰۰۱).

  • نیازهای اساسی

در نظریه انتخاب  فرض می شود که انسان توسط نیازهای اساسی که در اصل ژنتیکی هستند به جلو رانده می شود.تمام رفتار کنونی انسان ها تلاشی برای کنترل جهان و بهتر ارضاءکردن این نیازها است(نلسون۲۰۰۱).

در دیدگاه نظریه انتخاب همه افراد نیاز به ارضای نیازهای اساسی خود دارند واگر راه برآورده کردن آن ها را نیاموزیم دچار احساس بی کفایتی ،رنج،درد در زندگی می شویم.(نوابی نژاد،۱۳۸۳).

اگر فرد به صورت مسئولانه به پاسخ گویی نیازهایش بپردازد زندگی رضایت مندانه ای خواهد  داشت(گلاسر،ترجمه هوشمند ویژه،۱۳۷۹).

به اعتقاد گلاسر ،اگر افراد متاهل درک کنند که تحت تاثیر پنج نیاز اساسی خود هستند و تئوری انتخاب را در زندگی مشترک به کار گیرند و از ابتدای زندگی مشترکشان برای ارضاء این نیازها تلاش کنند،در بهبود روابط زناشویی آن ها پیشرفت چشمگیری ایجاد خواهد شد.در ازدواج اولین نکته آگاهی  به نیازها و مذاکره بر سر شدت آن است که  نقش حیاتی در فرآیند ازدواج پیدا خواهد کرد (گلاسر،گلاسر،ترجمه نیکو و برازنده،۱۳۸۴). این پنج نیاز  ژنتیکی عبارتند از:

۱– نیاز به بقاء

 ۲-نیاز به عشق وتعلق

 ۳-نیاز به قدرت

 ۴-نیاز به آزادی

   ۵-نیاز به تفریح(گلاسر،گلاسر،ترجمه نیکو و برازنده،۱۳۸۴).

 

  • نیاز به بقاء

تمام موجودات زنده از لحاظ ژنتیکی طوری برنامه ریزی شده اند که برای زنده ماندن تلاش کنند.نیاز به بقا  شامل خوردن،تنفس کردن و احساس امنیت  است نیاز به بقا به معنای سخت کار کردن،سماجت و عقب ننشستن،انجام دادن هرکاری برای زنده ماندن و فراتر رفتن از زنده ماندن و امنیت خواهی است(گلاسر،فیروزبخت ،۱۳۸۲).

میزان نیاز افراد مختلف به بقا بر اساس برنامه ژنتیکی افراد  متفاوت است .گلاسر در توضیح نیاز به بقاء عنوان می کند که در بیشتر زندگی های مشترک، رایج ترین نشانه تفاوت در نیاز به بقاء بر سر مسایل اقتصادی است(گلاسر،گلاسر،ترجمه نیکو و برازنده،۱۳۸۴).

  • نیاز به عشق وتعلق

نیاز به تعلق خاطر شامل نیازبه عشق، شراکت وهمکاری می باشد.این نیاز توسط دوستان، خانواده،حیوانات خانگی،گیاهان یا ارضا اشیای چون آلبوم تمبر یا کلکسیون ماشین های قدیمی می شود( شارف،ترجمه فیروزبخت،۱۳۸۴).

برخلاف نیاز به بقاء برای تامین نیاز به  عشق  و تعلق وجود یک فرد دیگر نیز لازم است و از آنجا که کنترلی بر رفتار دیگران نداریم،نمی توانیم فرد دیگری را مجبور کنیم که به ما عشق بورزد. یک ازدواج خوب شاید بهترین وسیله تامین نیاز به عشق و تعلق خاطر باشد،با وجود این هنوز دسترسی به این نیاز به آسانی ممکن نیست،زیرا برخلاف نیاز به بقا،برای تامین این نیاز وجود یک فرد دیگر نیز لازم است.البته  میزان نیاز به عشق و محبت آن قدر در افراد گوناگون متفاوت است که می تواند ازدواج را به یک راز تبدیل کند (گلاسر،گلاسر،ترجمه نیکو و برازنده،۱۳۸۴).

  • نیاز به قدرت

برخلاف سایر نیازها قدرت،منحصر به انسان است.هیچ موجودی همانند انسان صرفا به خاطر قدرت نمی جنگد(گلاسر،گلاسر،ترجمه نیکو و برازنده،۱۳۸۴).

ما می خواهیم برنده شویم،مورد احترام واقع شویم،کارها را اداره کنیم،حرف خود را به کرسی بنشانیم وبه دیگران  بگوییم چکار کنند وببینیم آیا آن کار را می کنند و آن را همان طور که ما دوست داریم انجام می دهند(گلاسر،ترجمه فیروز بخت،۱۳۸۴).

هیچ رابطه انسانی به اندازه ازدواج ،محل جنگ و جدل نیست.علت چیست و چگونه می توان جلوی این رفتارها را گرفت،پاسخ این سوالات کلید گشایش راز ازدواج است.در هر ارتباطی ،نیاز به قدرتی که در ما وجود نمی گذارد در ارتباطمان،مخصوصا زندگی زناشویی از جایگاه قدرت پائینی برخوردار باشیم.بنابراین باید اصل بر تساوی قدرت باشد که مستلزم گوش سپردن و بذل توجه به دیگری است. (گلاسر،گلاسر،ترجمه نیکو و برازنده،۱۳۸۴).

به عقیده گلاسر،نیاز به قدرت،منبع جهانی کنترل گری است و هرقدر کنترل گری را بیشتری به کار بریم،منبع رفتار جهانی کنترل گری است و هرچه قدر میزان آن بیشتر باشد،به همان میزان شادی ازدواج را نابود می کنیم.اما خصلت کنترل گری بر خلاف نیاز به قدرت پایه ژنتیکی ندارد و همانند همه ی رفتارهای ما انتخابی است.این بدان معناست که هر زوجی که بخواهد تئوری انتخاب را جایگزین کنترل گری کند،شانس بسیار خوبی برای یک زندگی شاد و موفق خواهد داشت(گلاسر،گلاسر،ترجمه نیکو و برازنده،۱۳۸۴).

  • نیاز به آزادی

نیاز به آزادی یک نیاز تکاملی است که هدفش ایجاد توازن بین دو چیز است:نیاز به مجبور کردن دیگرآنکه طبق میل ما زندگی کند و دیگری میل به رها شدن از این اجبار. کنترل بیرونی که فرزند قدرت است و دشمن آزادی می باشد هر گاه آزادی خود را از دست بدهیم یکی از خصوصیات انسانی خود،یعنی خلاقیت سازنده،را از دست می دهیم (گلاسر،ترجمه فیروز بخت،۱۳۸۴).

آزادی معمولا گرایش به انجام اعمال مورد علاقه مان است.در زندگی مشترک این بدان معناست که برخلاف نیاز به قدرت که سعی می کنیم دیگران را کنترل کنیم، از حیطه کنترل دیگری خارج شویم.ماهیت ازدواج ،از دست دادن آزادی های شخصی است و تنها راه حل مشکلات مربوط به نیاز آزادی ،گفتگو است.البته باید قبل از ازدواج میزان نیاز  هریک  از طرفین به آزادی در نظر گرفته شود(گلاسر،گلاسر،ترجمه نیکو و برازنده،۱۳۸۴).

  • نیاز به تفریح

تفریح در واقع پاداش ژنتیکی یادگیری  است.خندیدن و یادگیری اساس وشا لوده روابط بلند مدت موفقیت آمیز است(گلاسر،ترجمه فیروز بخت،۱۳۸۴).

این نیاز را می توان به تنهایی یا در کنار دیگران ارضا نمود.اشتیاقمان برای تفریح به طرق گوناگون ظهور می کند.مطالعه،گوش کردن به موسیقی،سفر و سرگرمی های گوناگون،همگی تفریح به شمار می روند (گلاسر،گلاسر،ترجمه نیکو و برازنده،۱۳۸۴).

 

  • دنیای کیفی[۱]

نظریه  انتخاب توضیح می دهد که ما نیازهای  خود را مستقیما ارضا نمی کنیم. آنچه ما انجام می دهیم (که مدت کوتاهی بعد از تولد آغاز  می شود و در طول زندگی ما ادامه می یابد) این است که هر کاری را که انجام می دهیم و باعث  می شود احساس خیلی خوبی کنیم،حفظ می نماییم.ما این دانش را در محل خاصی از مغزمان ذخیره می کنیم  که دنیای کیفی نامیده می شود و این دنیا در کانون زندگی ما قرار دارد.دنیایی که دوست داریم در صوتی که بتوانیم در آن زندگی کنیم(کوری،ترجمه  سید محمدی۱۳۸۷).

افراد از لحظه ای که به دنیا می آیند و در سرتاسر زندگی شان شروع به ثبت وقایع به صورت” آلبوم عکس شخصی” می کنند.گلاسر ترجیح  می دهد کلمه” آلبوم عکس” را به جای ” ادراکات[۲] “به کار ببندد زیرا احساس بشری   شبیه به یک  دوربین حساس است و کلمه ی آلبوم تصاویر بهتر می تواند دنیای کیفی را توضیح دهد(نلسون۲۰۰۱).

این عکس ها الزاما عاقلانه نیست.گلاسر بیان می کند زن و شوهر ها باید راه هایی برای هماهنگ کردن تصویر خود بیابند.در غیر این صورت باید تصاویر یکدیگر را تحمل یا کنترل کنند(گلاسر،ترجمه فیروزبخت۱۳۸۴).

براساس تئوری انتخاب،جهان کیفی،جهانی در ذهن ماست ومشخص و مبسوط  که دوست داریم در آن زندگی کنیم و فکر می کنیم هسته اصلی زندگی ماست (گلاسروگلاسر،ترجمه نیکو و برازنده،۱۳۸۴).

این دنیای کوچک شخصی که هرکس اندکی پس از تولدش آن را در حافظه خلق می کند و در طول  زندگی به خلق آن ادامه می دهد و گاهی آن را دوباره خلق می کند،از گروه کوچکی از عکس ها تشکیل شده است که بهترین راه ارضای نیازهای اساسی را نشان می دهند (گلاسر،ترجمه  فیروزبخت،۱۳۸۴).

این دنیا شامل تصاویری از فعالیت هایی است که بیش از هر عمل دیگری برایمان لذت بخش  وتامین کننده نیازها یمان است ومنبع تمامی انگیزه ها خاصی زندگی ماست.در این فضا ما از افراد گوناگون تصاویر ذهنی ذخیره می کنیم.در واقع این مجموعه تجلی ذهنی ما از دنیای ایده آل و مدینه فاضله ماست،که به آن جهان کیفی می گویند و در سرتاسر زندگی ما،انگیزه واقعی تمامی رفتارهای ماست(گلاسرو گلاسر،ترجمه نیکو و برازنده،۱۳۸۴).

ما در جریان ارضای نیازهای خود پیوسته برای خودمان دنیای کیفی خلق می کنیم هروقت در ارضای یکی از تصاویر دنیای کیفی توفیق می یابیم،مسرور می شویم و لذت می بریم،هر  وقت هم موفق نشویم،رنج می کشیم(گلاسر،ترجمه فیروز بخت ،۱۳۸۴).

هیچ دو نفری واقعیت را یک جور ادراک نمی کنند  قبول این حقیقت برای کسانی که به عینی نگری خویش مباهات می کنند دشوار است ولی ما بخش قابل توجهی از واقعیت را آن گونه که دوست داریم ادراک می کنیم(گلاسر،ترجمه  فیروزبخت،۱۳۸۴).

از آنجایی که جهان کیفی ما حاوی تمایلات ماست،وظیفه ماست که راهی برای تطبیق  این تصاویر بیابیم.چنانچه نتوانیم راه مناسبی  پیدا کنیم،رفتارهایی که برای ارضا ی این خواسته ها انجام می دهیم روز به روز درد آورتر می شود این دنیا شامل تصاویری از فعالیت هایی است که بیش از هر عمل دیگری برایمان لذت بخش  وتامین کننده نیازها یمان است ومنبع تمامی انگیزه ها خاصی زندگی ماست.در این فضا ما از افراد گوناگون تصاویرذهنی ذخیره می کنیم. این دنیا شامل تصاویری از فعالیت هایی است که بیش از هر عمل دیگری برایمان لذت بخش  وتامین کننده نیازها یمان است ومنبع تمامی انگیزه ها خاصی زندگی ماست.در این فضا ما از افراد گوناگون تصاویر ذهنی ذخیره می کنیم. جهان کیفی ما برای ما مقدس است ولی از این واقعیت گریزی نیست که انسان ها خیلی کم از قدرت جهان کیفی بر زندگی شان آگاه هستند(گلاسر و گلاسر،ترجمه نیکو و برازنده،۱۳۸۴).

ما در جریان ارضای نیازهای خود پیوسته برای خودمان دنیای کیفی خلق می کنیم هروقت در ارضای یکی از تصاویر دنیای کیفی توفیق می یابیم،مسرور می شویم و لذت می بریم،هر  وقت هم موفق نشویم،رنج می کشیم(گلاسر،ترجمه فیروز بخت ،۱۳۸۴).

با گذشت زمان هر یک از ما در ذهن تصور همسر ایده آل خود را با توجه به اطلاعاتی که از رسانه های عمومی،والدین،اقوام و همسایگان  و دوستان می گیریم، می سازیم.به زبان تئوری انتخاب هرچه فاصله ی زندگی مشترک با تصویرجهان کیفی بیشتر باشد،بیشتر رنج خواهیم برد. و سعی می کنیم برای تغییر آن با به کار بردن هفت عادت مخرب همسرمان را کنترل کنیم تا به آنچه در جهان کیفی ماست نزدیک  و نزدیک تر شویم.اما تنها راه چاره آشکارسازی، سهیم و شریک  کردن همدیگر در جهان کیفی مان است(گلاسر،ترجمه فیروز بخت ،۱۳۸۴).

 

  • رفتارکلی[۳]:

در نظریه انتخاب ، رفتار ؛چگونگی انتخاب افراد است .گلاسر از لغت “رفتار کلی”  برای توضیح گستره ی مفهوم رفتار استفاده می کند ومعتقد است که رفتار  یک کل است که از چهار جز:عمل، تفکر، احساس، فیزیولوژی تشکیل شده است(نلسون،۲۰۰۱).

ازدیدگاه تئوری انتخاب،مجموعه رفتار انسان، به شکل دقیق تری رفتارکلی نام گرفته است(گلاسر،ترجمه فیروز بخت،۱۳۸۴ ).

این تعریف کاربردی تر  است زیرا هنگامی که می گوییم همه رفتارها،منظور کلیه رفتارهای آگاهانه ای است که هدفمند باشد.البته درصد اندکی از رفتارها مثل عطسه و سرفه خودکار ویا مانند خواب ناآگاهانه است.ولی گلاسر تاکید می کند تمام رفتارهای ما انتخابی است(گلاسر و گلاسر،ترجمه نیکو و برازنده،۱۳۸۴).

تمامی رفتارهای ما از اختلاف میان آنچه که در یک زمان داریم و آنچه نیاز داریم داشته باشیم،ناشی می شود.حاصل این خواسته ها ،در قالب تصویر و یا تصاویری در جهان کیفی مان تجلی می یابد و آنچه که هم اکنون در زندگی مان داریم،همان چیزی است که تصور می کنیم در دنیای واقعی برای ما جریان است.بنا به نظر گلاسراگر چه تمامی آن چه ما از تولد تا مرگ انجام می دهیم،نوعی رفتار است(گلاسر و گلاسر،ترجمه نیکو و برازنده،۱۳۸۴).

۱- عمل[۴]:که شامل  رفتارهای موثر مانند قدم زدن ،دویدن که مستلزم حرکت ارادی  وانتخابی قسمتی از بدن است هرچند که بعضی از رفتارهای غیر ارادی مثل عطسه کردن نیز مشارکت داند.

۲- تفکر[۵]:شامل افکار و تفکرات تولیدی  و ارادی وهمچنین غیر ارادی مثل رویا است.

۳- احساس[۶]:شامل گستره ای از احساس خوشایند و ناخوشایند است که افراد آن را انتخاب کرده و به وجود می آورند.

۴- فیزیولوژی[۷]:برای مثال نگرانی ،دلسوزی کردن  (نلسون،۲۰۰۱).

گلاسر از شباهت رفتار کلی به چهار چرخ ماشین استفاده می کند.که چرخ های جلو عمل وتفکر است و چرخ های عقب  احساس و فیزیولوژی.نیاز موتور وراننده به سمت نزدیک ترین تصویری که در آلبوم کیفی فرد در جهت ارضاء نیازها است ،حرکت می کند.به همین دلیل فرد کنترل بیشتری بر چرخ های جلودارد و اصولا مشکل مراجعان این است که نمی توانند در زندگی  خود را با انتخاب و هدایت بهتری از آنچه که الان هست برانند.پس در نظریه انتخاب  به مراجه کمک می شود اجزای رفتارش را بشناسد تسلط خود را بر زندگی ماشینی اش”عمل و تفکر”بالا ببرد(نلسون،۲۰۰۱).

اگر چه همه امور در دست ما نیست اما کنترل زندگی مان در دستان خود ماست بنابراین ،برای داشتن یک زندگی مشترک خوب ،باید انتخاب های شایسته تری انجام دهیم. (گلاسر و گلاسر،ترجمه نیکو و برازنده،۱۳۸۴).

نظر دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *