وب‌سایت تکنیک (فروشگاه اینترنتی فایل)

وب‌سایت تکنیک (فروشگاه اینترنتی فایل) حاصل تلاش گروهی از جوانان پرتلاش و با استعداد کشورمون هست که در قالب کار تیمی (teamwork) ایده ی استارت آپی (start-up) خودشون رو به ثبت رسوندند. ما پس از سال ها تلاش و تحقیقات تونستیم به روشی فوق العاده دست پیدا کنیم که از طریق اینترنت و به شیوه دورکاری، باری از مشکلات هم وطنان عزیزمان کم کنیم و باعث ایجاد اشتغال، افزایش رفاه زندگی و صرفه جویی در وقت و هزینه مردم ایران زمین بشیم. در فروشگاه اینترنتی تکنیک (فروشگاه محصولات دانلودی) شما می‌تونید انواع فایل ها (فیلم، کتاب، مطالب آموزشی، نرم افزار، پروژه و…) کاربردی کمیاب و نایاب رو پیدا کنید. همچنین می‌تونید فایل های مورد نظر خودتون رو که در اینترنت موفق به پیدا کردن اون نشدید سفارش بدید تا تیم تکنیک در کمترین زمان ممکن و با قیمت مناسب و مقرون به صرفه آن را برای شما تهیه نماید.

تبلیغات اینستاگرام

شناسایی مخاطبان هدف و تنظیم استراتژی

هر برندی از فعالیت در شبکه‌های اجتماعی هدف مشخصی را دنبال می‌کند. با وجود دهها شبکه‌ی اجتماعی مختلف؛ شناسایی کانال‌های ارتباطی که بازگشت سرمایه‌ی بیشتری ارائه می‌کنند، مسئله‌ی مهمی است که موفقیت یا شکست کسب‌وکارها در دنیای دیجیتال را رقم می‌زند. آژانس بازاریابی دیجیتال دارت با اولویت‌بندی معیارهای مختلف و شناسایی دقیق مخاطبان هدف، پرسودترین شبکه‌های اجتماعی را برای کسب‌وکارتان شناسایی و انتخاب می کند

تبلیغات اینستاگرام

تولید محتوای خلاقانه برای شبکه‌های اجتماعی

در میان سیل عظیم انواع محتوایی که روزانه در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شوند، تنها محتوای ارزشمند و خلاقانه موردتوجه قرار می‌گیرند. لذا ایجاد محتوایی که در عین ارزشمندی توجه مخاطب را به خود جلب کند، از جمله‌ چالش‎های برندهاست. ایجاد محتواهای آموزشی، الهام‌بخش و خلاقانه به همراه هویت گرافیکی برند شما از جمله‌ توانایی‌های آژانس دارت در واحد تولید محتوا است.

آگاهی و افزایش تعداد کاربران

تعداد کاربران واقعی که شما را دنبال می‌کنند، نقش بسزایی در اثبات جایگاه‌تان به عنوان یک برند محبوب در ذهن عموم خواهند داشت. از همین رو تنظیم استراتژی‌های تبلیغاتی بسیار پراهمیت هستند.‌ آژانس دارت برای شما مخاطبان و فالوورهای کاملا مرتبط و هدفمند با استراتژی مناسب جذب خواهد کرد که میزان تعامل و ارتباط با برند شما را به طور قطع در پی خواهد داشت .

راه‌اندازی و اجرای کمپین‌های موفق

کمپین‌های شبکه های اجتماعی با ایده‌های خلاقانه‌ و بازاریابی دهان به دهان یک جریان اجتماعی خلق می‌کنند که اگر استراتژی این کمپین به درستی تنظیم شود، در مدت کوتاهی تعداد زیادی از اعضای شبکه‌های اجتماعی را با خود همراه می‌کند. به راه اندازی موج های مثبت و کمپین های تخصصی در راستای اهداف برند شما در شبکه های اجتماعی تخصص آژآنس دارت می باشد .

بهبود نرخ تعامل با کاربر

تعامل با کاربر و جلب توجه کامل او بیشتر از اینکه وابسته به اصول علمی و دانش تخصصی باشد، هنر محسوب می‌شود. توجه به خواسته‌ها و علایق کاربران، هویت گرافیکی جذاب و تولید محتواهای تعاملی نقش بسزایی در بهبود نرخ تعامل یا Engagement Rate کاربران دارند.

آنالیز محتوا

بهترین استراتژی محتوا در شبکه های اجتماعی آن است که بعد از تولید و انتشار به آنالیز محتوای منتشر شده بپردازیم . تحلیل تخصصی نتایج به دست آمده از فعالیت‌ها نقش موثری در پیشرفت برنامه‌ریزی‌های استراتژیک دارد. ما با ارائه‌ی شاخص های ارزیابی و سنجش (KPI) ماهانه، تجزیه و تحلیل عملکرد کمپین‌های اجرا شده و نمودارهایی که میزان رشد کاربران و تعامل با آن‌ها را نشان می‌دهند، به صورت مداوم شما را از وضعیت شبکه‌های اجتماعی خود آگاه خواهیم ساخت.

اهمیت تبلیغات در اینستاگرام برای کسب وکارها

در اهمیت اینستاگرام همین بس که اکثر خریداران گفته‌اند که شبکه‌های اجتماعی تاثیر به‌سزایی در تصمیم آنها برای خرید داشته‌اند و در وهله اول، آن چیزهایی که دوستانشان به اشتراک گذاشته‌اند آنها را جذب کرده است. محتواهای دیداری باید محصول شما را نشان دهند و به صورت مستقیم در مورد خوبی آن شعار ندهند. بگذارید کاربران خود تصمیم بگیرند که آیا این محصول، محصول خوبی است یا نه. در واقع می‌گویم که کاربران را از نظر احساسی تحت فشار قرار ندهید تا به آنها ثابت کنید که محصولتان محصول خوبی است. لذا سعی کنید در خط وسط حرکت کنید؛ یعنی نه آنقدری در مورد محصولتان Show off کنید و نه آنقدری بی‌سر و صدا باشید که کاربران در مورد محصولات شما بی‌خبر باشند.

خرید لایک اینستاگرام

یک قدم نزدیکتر به مشتری در شبکه های اجتماعی

شبکه های اجتماعی پرکاربردترین مجراهای ارتباطی در فضای مجازی هستند. با توجه به سهولت دسترسی به بسیاری از شبکه های اجتماعی توسط موبایل این موضوع به قدری فراگیر شده که برای خیلی از مردم گذراندن یک روز بدون این شبکه ها تبدیل به امری غیرممکن شده است. تقریبا همه گروه های سنی از شبکه های اجتماعی استفاده می کنند، اما اکثریت کاربران آن ها را جوانان و نوجوانان تشکیل میدهند. این گروه با توجه به اقتضای سنی تمایل خرید بیشتری برای محصولات مختلف دارند. بنابراین طبیعی است که بازاریابی و تبلیغات در شبکه های اجتماعی یا سوشیال مارکتینگ هر لحظه گسترده تر شده و تبدیل به مبحث جدی تری شود. همچنین استفاده از بازاربابی شبکه های اجتماعی جهت برند سازی و برقرار نمودن ارتباط با مشتریان، یکی از کاربردی ترین روش هایی است که امروزه اکثر مشاوران بازاریابی اینترنتی در شرکت های بزرگ از آن استفاده می کنند.

همه‌ای ما روزانه زمانی را در شبکه‌های اجتماعی سپری می‌کنیم از اینستاگرام گرفته تا توییتر و فیسبوک و … که هر کس با توجه به سلیقه خود از یک یا چند شبکه‌ای اجتماعی استفاده می‌کند. با توجه به گسترش اینترنت و گوشی های همراه بیشتر شرکت‌ها و برندها محصولات و خدمات خودشان را در شبکه‌های اجتماعی معرفی می‌کنند، این یعنی جای محصولات و خدمات خود را معرفی می‌کنند که مشتری و افرادی زیادی در آنجا حضور دارند.

به این فرآیند بازاریابی شبکه های اجتماعی می‌گویند به عبارت دیگر بازاریابی شبکه های اجتماعی یا بازاریابی از طریق شبکه های اجتماعی، به مجموعه ای از فعالیت ها که برای افزایش بازدید از سایت، فروش محصول یا خدمات و معرفی برند انجام می گیرد، گفته می شود.به طور کلی همه ی ما می دانیم که امروزه اینترنت و شبکه های اجتماعی به قدری گسترش پیدا کرده اند که در همه ی خانه ها در سرتا سر جهان مورد استقبال قرار گرفته است. امروزه به گونه ای است که همه ی ما برای رفع نیازهای آموزشی، خرید وسایل مورد نیاز، بهره مندی از خدمات، پر کردن اوقات فراغت و یا بیکاری وارد شبکه های اجتماعی می شویم و با محتواهای زیادی که کاربران به اشتراک گذاشته اند مواجه می شویم.

خرید فالوور اینستاگرام

با کمک بازاریابی شبکه های اجتماعی و تولید محتوایی که کاربران به اشتراک می گذارند ما بهتر می توانیم نیازهای خود را رفع کنیم. در بازاریابی شبکه های اجتماعی علاوه بر اینکه صاحبان کسب وکار به معرفی محصول و خدمات خود می پردازند کاربرانی که محصول یا خدمات را دریافت کرده اند و استفاده کرده اند، نظرات خود را به اشتراک می گذارند و با توجه به توصیه آن ها و با مقایسه بین محصولات در سایت های مختلف می توان بهترین انتخاب را داشت.

مواردی که هنگام انتخاب پرستار کودک باید در نظر گرفته شود

 

خدمات و وظایف پرستار کودک در منزل

خدماتی که پرستار کودک به کودکان و نوزادان در منزل ارائه می دهد شامل :

مراقبت و نگهداری از کودکان و نوزادان به صورت شبانه روزی
تهیه غذا برای کودکان
عوض کردن پوشک
استحمام و دستشویی بردن کودک
دادن دارو در صورت بیمار بودن کودک
آموزش های لازم مطابق با سن کودک
آموزش و مشاوره دادن به مادرانی که تجربه ی اولین نوزاد را دارند توسط پرستار نوزاد در منزل
نرمش دادن بدن نوزاد
پر کردن اوقات فراغت کودک
کمک به کودک در انجام تکالیف مدرسه
تنظیم خواب کودک و نوزاد
خواندن کتاب برای کودک و نوازد
انجام امور نظافتی
انجام امور منزل

 

پرستار در منزل

مزیت های داشتن پرستار در منزل برای کودکان
پایین بودن هزینه نسبت به مکان های نگهداری مانند مهدکودک ها
پرستار بچه در منزل به طور خصوصی از کودک و نوازد شما مراقبت می کند.
هزینه های بردن و آوردن کودک از مهدکودک حذف می شود.
در مهدکودک ها انتقال بیماری از دیگر کودک ها بسیار راحت می باشد.
کودک شما در منزل راحت تر می تواند استراحت کند تا در مهدکودک
کودک شما در منزل راحت تر می تواند با اسباب بازیهای خودش بازی کند

نکات مهم در استخدام پرستار کودک
از پرستاری استفاده کنید که تجربه ی کافی در نگهداری و مراقبت از کودک و نوزاد را داشته باشد.
اگر کودک شما سن پایینی دارد سعی کنید از پرستاری استفاده کنید که تجربه ی مادر شدن را داشته باشد.
سن مراقب کودک در منزل  خیلی مهم می باشد . مثلا اگر پرستار سن پایینی داشته باشد معمولا برای این کار تجربه ی کافی را ندارد و اگر هم سن پرستار زیاد باشد معمولا حوصله ی بازی کردن با کودک را ندارد .
قبل از استخدام و قرارداد بستن با پرستار سعی کنید با پرستار صحب کنید و درخواست ها و انتظارات خود را به او بگویید.
عادتهای غذایی ، ویژگی های اخلاقی کودک  و مواردی از این قبیل را به پرستار بگویید.
محل قرار گرفتن داروها ، کمک های اولیه ، شیر گاز ، فیوز برق و مواردی از این قبیل را به پرستار نشان دهید.
لیستی از شماره تلفن های ضروری مانند اورژانس ، آتش نشانی ، ۱۱۰ ، شماره های تعدادی از افوام نزدیک ، شماره های تعدادی از همسایه ها و مواردی از این قبیل را در اختیار پرستار  قرار دهید.
سعی کنید در محل زندگی دوربین نصب کنید و عملکرد کودک و پرستار را زیر نظر داشته باشید.
پرستار  را در جریان نصب دوربین قرار دهید.

 

شاید در روزهای اول یا هفته های اول کودک شما از پرستار دوری کند و یا حتی از او بترسد اما نگران نباشید به مرور زمان این مشکل حل می شود. حتما خانواده ها در هنگام استخدام مراقب  سعی کنند به یکباره کودک و پرستار را با هم تنها نگذارند و حتما چند هفته اول والدین در کنار  پرستار از کودک مراقبت کنند تا کودک کم کم با پرستار اُنس بگیرد.

از دیگر نکاتی که والدین باید به آن توجه داشته باشند این است که تا حد امکان پرستار یا مراقب کودک خود را عوض نکنند چون کودک با پرستار اُنس گرفته و اگر بخواهید پرستار دیگر را جایگزین کنید به روحیه ی کودک شما لطمه وارد می شود . البته در مواقع ضروری می توانید این کار را کنید.

چگونه یک مراقب کودک و قابل اعتماد پیدا کنیم؟

همیشه یکی از نگرانی های والدین این بوده که چگونه می توان یک پرستار قابل اطمینان برای کودک یا نوزاد خود استخدام کنند. در مرحله ی اول والدین سعی کنند که از نزدیکان خود که آشنایی کامل با او دارند را برای مراقبت از کودک خود در نظر بگیرند. مثل خواهر ، مادر و مواردی از این قبیل. اما اگر امکان این نبود که از آشنایان برای این کار استفاده کنند می توانند با مراجعه به موسسات پرستاری معتبر و دارای مجوز یک پرستار ایده آل  و با تجربه برای کودک و نوزاد دلبندشان استخدام کنند.

برخی از وظایف پرستار کودک در منزل

آشنایی با رژیم غذایی کودک

پرستار در منزل باید رژیم غذایی کودک را از والدین پرسیده و یادداشت نماید تا در طول روز بتواند به درستی آنها را اعمال کند.

تعویض پوشک

مراقب در منزل باید همیشه به طور مرتب پوشاک کودک را بررسی کند و در صورت نیاز آن را تعویض نماید تا مشکلاتی همچون سوختگی و سوزش در بدن کودک ایجاد نشود.

آموزش های لازم مطابق با سن کودک ویا نوزاد

یکی از مهمترین وظایف پرستاران کودک در منزل ، نحوه آموزش دادن می باشد. پرستار باید بداند که چه آموزش هایی مطابق با سن کودک می باشد.

داشتن آرامش در شرایط کاری پرفشار

درست است که شغل پرستار بسیار پر فشار می باشد اما یک پرستار خوب در هر شرایطی می بایست آرامش خود را حفظ کند که این آرامش خود به خود به کودک انتقال پیدا می کند.

رعایت بهداشت کودک و نوزاد

پرستار باید موارد بهداشتی کودک را بدرسی اعمال کند تا مشکلی برای کودک پیش نیاید . مانند تمیز کردن ، نحوه حمام کردن و مواردی از این قبیل

 

تعویض لباس

معمولا کودکان در هنگام غذا خوردن و نوشیدنی ، لباس خود را کثیف می کنند . پرستار باید بلافاصله لباس های کودک را عوض کند تا کودک دچار مشکل یا سرماخوردگی نشود .

توانایی ارتباط برقرار کردن با کودک

پرستار باید در نحوه ارتباط با کودک دقت کافی را داشته باشد تا کودک ارتباط نزدیکی با او داشته باشد . این امر مستلزم  داشتن حسی کودکانه از طرف پرستار نسبت به کودک می باشد.

داشتن انرژی و استقامت

داشتن انرژی و استقامت بالا یکی از پایه های اساسی شغل پرستاری می باشد. پس یک مراقب در منزل همیشه باید پرانرژی بوده و انرژی مثبت خود را به کودک انتقال دهد.

رسیدگی ومراقبت از کودک بیمار

پرستار باید اطلاعات کافی در مورد بیماری کودک داشته باشد تا بتواند مراقبت های ویژه ای از کودک بعمل بیاورد و همچنین اطلاعات کافی در مورد نحوه مصرف داروهای کودک از والدین گرفته و یادداشت کند.

بازی با کودک با صبوری و حوصله

کودکان دوست دارن همیشه بازی کنند و سرگرم شوند . در این میان پرستار در منزل باید یک روانشناس قوی باشد تا بتواند کودک را سرگرم کرده و باعث خوشحالی کودک شود .

 

پایان نامه با موضوع واقعیت درمانی گروهی:

  •   نظریه انتخاب که برپایه واقعیت درمانی شکل گرفته را باید از جهات گوناگون یک رویکرد غیررسمی و غیر قراردادی تلقی کرد زیرا:

۱-مفهوم بیماری روانی را رد می کند و به جای آن فرد را مسئول رفتار خود دانسته و رفتار را تحت کنترل فرد و با انتخاب او می داند.

۲-ازآنجا که مفهوم بیماری روانی را رد می کند طبقه بندی سنتی روان پزشکی(مانند اسکیزوفرنی، پارانوئید و…)را نیزدرموردانسان نمی پذیرد.

۳-باروان کاوی نیزازجهات گوناگون مغایرت دارد زیرا اهمیت کمی برای کندو کاو روی گذشته

مراجع قائل است و برعکس روی رفتار فعلی فرد تمرکزکرده و انتقال را رد می کند.

۴-اخلاق و مسؤولیت را بخش مهمی از واقعیت درمانی می داند.عذررفتار مراجع به دلیل تعارضات ناخودآگاه یا هرعلت دیگری پذیرفته شده نیست(نوابی نژاد،  ۱۳۸۳).

درمشاوره گروهی مبتنی برواقعیت درمانی یک فضای توام با رابطه حسنه فراهم می شودفضایی که مراجع در آن برای یافتن رفتارهای رضایت بخش تربه قدر کافی احساس ارزش و امنیت می کند.مشاورممکن است برای سوق دادن اعضا به سوی رفتارهای مناسب تر و انتخاب واقع بینانه تر نقش معلم را ایفاکند(گیبسون و میشل ، ترجمه ثنایی  ،۱۳۷۴).

دراین روش اعضا به سوی کسب رفتارواقع بینانه و مسئولانه هدایت می شوند وبه اعضای گروه کمک می شود که درباره رفتار خود داوری ارزش کرده و برای طرح ریزی اقدام به تغییر تصمیم بگیرند. درگروه درمانی پس از فعالیت های ایجاد ارتباط که افراد از نظر روان شناختی با یکدیگر و با درمان گر ارتباط برقرار می کنند،واقعیت درمانی واقعی آغاز می شود. ووبولدینگ[۱] (۱۹۹۱)بیان کرده که واقعیت درمانی ،مراحل گروهی چگونه انسجام می یابد،در هر مرحله از رشد گروه ،نیازهای مراجعان می باید عنوان شود.هرچند امکان این که همه نیازها به یک درجه برآورده شوند،وجود ندارد. نیاز به تعلق در اولین مرحله موجب می شود که شخص احساس کند که عضوی از گروه است.درمانگر از اعضاء  می پرسد که از گروه چه می خواهند،رفتار کلی بررسی می شود:از جمله مسیر زندگی،اعمال خاص  خودگویی های اثربخش و غیر اثربخش،احساسات و حتی رفتارهای فیزیولوژی.

در مرحله انتقال از رشد گروه،وقتی اضطراب،تعارض و مقاومت آشکار می شود،نیاز به قدرت بیان می گردد. در گام سوم،مرحله کاری رشد گروه، وقتی اعضای گروه باور می کنند که دیگر اعضاء می توانند به او کمک کنند،احساس تعلق  را بیان  می کند وقتی اعضاء میل به تغییر را آغاز  می کنند.قدرت با پیشرفت آغاز می شود.رهبر به اعضائ کمک می کند تا تصمیم بگیرند که برای تغییر رفتارشان چطور کار کنند. در مرحله ثبات و پایانی ،بیش تر طرح ریزی ها ،به بیان نیاز  به تعلق و لذت و خوشی ،کمک می کند.بحث از پیشرفت نیز متاثر از آزادی یا قدرت است. پایان کار گروه می تواند در مورد روش های مربوط به تصمیم اعضای گروه باشد(کریستینی وودینگ ،به نقل از احتشامی ۱۳۸۵).

هم چنین به کار بستن واقعیت درمانی در گروه از دو مولفه اصلی تشکیل شده است:

  • محیط مشاوره
  • شیوه هایی ویژه ای که منجر به تغییر رفتار می شوند

هنر مشاوره وارد کردن این مولفه ها با یکدیگر در روش هایی است که منجر می شود تا مراجعان به ارزیابی زندگی شان پرداخته و برای تغییر در جهانی موثرتر تصمیم بگیرند.ووبولدینگ این مولفه را به عنوان چرخه ی مشاوره توصیف می کند.چرخه روشن می سازد که زنجیره ای کلی برای تبدیل نظریه  واقعیت درمانی به عمل وجود دارد. محیط مشاوره که شامل رهنمودهای ویژه برای تحقق بخشیدن مداخلات است اساس ساخته شدن شیوه هاست.

۱-محیط مشاوره

درگیری عاطفی: ایجاد جو درمانی ،مستلزم آن است مشاوران با مراجعانشان رابطه نزدیک که اساس ارتباط درمانی است ایجاد نمایند.برای مشاور لازم است که دنیا را از همان طور که مراجعان می بینند،ببیند  و این مهم ترین و دشوارترین بعد گروه است.به این دلیل که بدون درگیری عاطفی،درمان نمی تواند موثر باشد.رهبر گروه باید مراقب  باشد که تا می تواند روش طولانی مدت را برای ایجاد تعهدی مسئولانه برقرار نماید تا مراجعان احساس نیاز کنند که برای ایجاد تغییرات مثبت ،خود متعهد شوند(شفیع آبادی،۱۳۸۴).

 

برای این که درگیری واقعی به وقوع بپیوندد ،لازم است که رهبرگروه ویژگی های فردی از قبیل:صمیمیت،ادراک،پذیرش،نگرانی،احترام به مراجع ،صداقت و تمایل به مبارزه طلبی با دیگران را بایستی دارا باشد.

۲-شیوه هایی ویژه ای که منجر به تغییر رفتار می شوند:سیستم WDEP

مطابق نظریه گلاسر(۱۹۹۲) شیوه هایی که منجر به تغییر می شوند،براساس این فرض  است که افراد تمایل به تغییر دارند وقتی که:آنان مطمئن هستند که رفتارهای فعلی شان،آن چه را که  می خواهند به دست نمی آورد و همچنین معتقدند که رفتارهای دیگران را می توانند انتخاب کنند که به خواسته هایشان نزدیک تر است. ووبولینگ(۱۹۹۱-۱۹۹۲) سر واژه[۲]  WDEP   را توصیف نمود و کلید شیوه هایی را که می توانند در تمرین واقعیت درمانی گروهی به کار گرفته شوند،بیان می کند.هریک از نوشته ها مجموعه ای از راهکارها را بیان می کند.همان گونه که در ذیل آمده:

خ: خواسته ها[۳]/

ر-الف: رهنمود-انجام دادن[۴]

ا- ارزیابی[۵]

ب- برنامه ریزی[۶]

راهبرد های درمانی

استفاده از شوخ طبعی/کاربرد تکنیک های  تناقضی/شیوه های خود یاری/ سوال کردن/مثبت بودن/رویارویی

[۱]-Wubbolding.r

[۲]- Acronym

[۳]- W-Wants

[۴]- D-Direction and Ddoing

[۵]- E- Evaluation

[۶]- P-Planing

پایان نامه درباره اصول نظریه انتخاب

  •   ۱- ما فقط رفتار خودمان را می توانیم کنترل کنیم.

۲- ما فقط به دیگران اطاعت می دهیم و از دیگران اطلاعات می گیریم حق انتخاب مان نیز در این است که با این اطلاعات چگونه برخورد کنیم.

۳- مشکلات روان شناختی دراز مدت،مشکلات رابطه ای هستند.مشکلات رابطه ای تا حدودی علت مشکلات دیگری چون درد،خستگی،ضعف و برخی بیمارهای مزمن که معمولا به آنها بیماری های دستگاه خود ایمنی گفته می شود نیز هستند.

۴- مشکل رابطه ای همیشه جزئی اززندگی کنونی ما است.

۵-وقایع دردناک گذشته اگرچه با شخصیتی که هم اکنون داریم خیلی رابطه دارند ولی زنده کردن، دوباره آنها کمک چندانی به کاری که هم اکنون باید انجام  بدهیم یعنی بهبود بخشیدن رابطه ی کنونی مهم مان نمی کنند.

۶- ما تحت فرمان پنج نیاز ژنتیکی هستیم: نیاز به زنده ماندن،نیاز به عشق و تعلق،نیازبه قدرت نیاز به آزادی ،نیاز تفریح

۷- ما فقط با ارضای عکس یا عکس های درون دنیای کیفی خود می توانیم این نیازها را ارضا کنیم.همیشه ما مهم ترین چیزها را وارد دنیای کیفی خود می کنیم.

۸-ما از تولد تا مرگ فقط می توانیم رفتار کنیم.تمام رفتارها رفتار کلی هستند که چهارمولفه جدا ناشدنی دارند(عمل،فکر،احساس،فیزیولوژی)  (نلسون۲۰۰۱).

  • اهداف درمانی نظریه انتخاب:

هدف واقعیت درمانی پرورش قبول مسؤولیت درفرد و ایجاد هویتی موفق است.بنابراین درمانگرباید دراولین مرحله رفتاری راکه درصدر اصلاح آن خواهد بود شناسایی کند وتمام توجهات خود ومراجع را به آن معطوف دارد و به گذشته او توجه نکرده و هیچ گونه عذر و بهانه ای را برای رد مسؤولیت نپذیرد و همین طورازپذیرش هرگونه حالت انتقال برحذرباشد.تشخیص همان رفتارغیرمسئولانه است و تشخیص دیگری درنظرنخواهدبود(شلینگ ،ترجمه آرین، ۱۳۷۴).

ابتدا گلاسر نیازهای اساسی روانی فرد را نیاز به مبادله عشق و محبت و نیاز به احساس ارزشمندی می دانست. (شفیع آبادی،۱۳۸۴).

بعدها گلاسر نظریه اش را به نظریه کنترل (۱۹۸۴) و سپس به نظریه انتخاب گسترش داد.پنج نیاز اساسی را مطرح کرد و ارضاء آنها را در ایجاد سازگاری افراد مهم دانست.همچنین هدف کلی نظریه انتخاب کمک به مراجعان برای جایگزینی روان شناسی کنترل بیرونی با نظریه انتخاب است که موجب افزایش غنای زندگی و سلامت روان می شود.ولی به طور خاص واقعیت درمانی و نظریه انتخاب اهداف زیر ذیل را دنبال می کند:

۱- واقعیت درمانگران سعی می کنند چهارچوب نظریه انتخاب را به مراجعانشان انتقال آموزش دهند.

۲- اهداف این رویکرد بالا بردن سطح آگاهی مراجعان از رفتارهای انتخابی شان و اینکه چگونه تلاش دارند دنیای اطراف خود را کنترل کنند.

۳- واقعیت درمانی احساس مسؤولیت مراجعان در مقابل انتخاب کاری که انجام می دهند افزایش می دهد و آموزش می بینند که لازم نیست قربانی خود شکنندگی  خویش و انتخاب های گذشته باشند.

۴-مراجعان برای فهم بیشتر رفتار به آموزش و تشخیص نیازهای اساسی خود و دیگران  ترغیب می شوند.

۵- نظریه انتخاب به مراجعان کمک می کند تا یک تصویر واقعی از دنیای کیفی خود و دیگران و نحوه ی ارضاءآنان بیابند.

۶-نظریه انتخاب اجزای رفتار کلی  را برای تسلط و ارتقا رفتار ها و انتخاب های کنونی به مراجعان آموزش می دهد.

۷-نظریه انتخاب تاثیر کنترل بیرونی، عادات مخرب و سازنده را بر دیگران آموزش می دهد(نلسون،۲۰۰۱).

  • نیازهای اساسی

در نظریه انتخاب  فرض می شود که انسان توسط نیازهای اساسی که در اصل ژنتیکی هستند به جلو رانده می شود.تمام رفتار کنونی انسان ها تلاشی برای کنترل جهان و بهتر ارضاءکردن این نیازها است(نلسون۲۰۰۱).

در دیدگاه نظریه انتخاب همه افراد نیاز به ارضای نیازهای اساسی خود دارند واگر راه برآورده کردن آن ها را نیاموزیم دچار احساس بی کفایتی ،رنج،درد در زندگی می شویم.(نوابی نژاد،۱۳۸۳).

اگر فرد به صورت مسئولانه به پاسخ گویی نیازهایش بپردازد زندگی رضایت مندانه ای خواهد  داشت(گلاسر،ترجمه هوشمند ویژه،۱۳۷۹).

به اعتقاد گلاسر ،اگر افراد متاهل درک کنند که تحت تاثیر پنج نیاز اساسی خود هستند و تئوری انتخاب را در زندگی مشترک به کار گیرند و از ابتدای زندگی مشترکشان برای ارضاء این نیازها تلاش کنند،در بهبود روابط زناشویی آن ها پیشرفت چشمگیری ایجاد خواهد شد.در ازدواج اولین نکته آگاهی  به نیازها و مذاکره بر سر شدت آن است که  نقش حیاتی در فرآیند ازدواج پیدا خواهد کرد (گلاسر،گلاسر،ترجمه نیکو و برازنده،۱۳۸۴). این پنج نیاز  ژنتیکی عبارتند از:

۱– نیاز به بقاء

 ۲-نیاز به عشق وتعلق

 ۳-نیاز به قدرت

 ۴-نیاز به آزادی

   ۵-نیاز به تفریح(گلاسر،گلاسر،ترجمه نیکو و برازنده،۱۳۸۴).

 

  • نیاز به بقاء

تمام موجودات زنده از لحاظ ژنتیکی طوری برنامه ریزی شده اند که برای زنده ماندن تلاش کنند.نیاز به بقا  شامل خوردن،تنفس کردن و احساس امنیت  است نیاز به بقا به معنای سخت کار کردن،سماجت و عقب ننشستن،انجام دادن هرکاری برای زنده ماندن و فراتر رفتن از زنده ماندن و امنیت خواهی است(گلاسر،فیروزبخت ،۱۳۸۲).

میزان نیاز افراد مختلف به بقا بر اساس برنامه ژنتیکی افراد  متفاوت است .گلاسر در توضیح نیاز به بقاء عنوان می کند که در بیشتر زندگی های مشترک، رایج ترین نشانه تفاوت در نیاز به بقاء بر سر مسایل اقتصادی است(گلاسر،گلاسر،ترجمه نیکو و برازنده،۱۳۸۴).

  • نیاز به عشق وتعلق

نیاز به تعلق خاطر شامل نیازبه عشق، شراکت وهمکاری می باشد.این نیاز توسط دوستان، خانواده،حیوانات خانگی،گیاهان یا ارضا اشیای چون آلبوم تمبر یا کلکسیون ماشین های قدیمی می شود( شارف،ترجمه فیروزبخت،۱۳۸۴).

برخلاف نیاز به بقاء برای تامین نیاز به  عشق  و تعلق وجود یک فرد دیگر نیز لازم است و از آنجا که کنترلی بر رفتار دیگران نداریم،نمی توانیم فرد دیگری را مجبور کنیم که به ما عشق بورزد. یک ازدواج خوب شاید بهترین وسیله تامین نیاز به عشق و تعلق خاطر باشد،با وجود این هنوز دسترسی به این نیاز به آسانی ممکن نیست،زیرا برخلاف نیاز به بقا،برای تامین این نیاز وجود یک فرد دیگر نیز لازم است.البته  میزان نیاز به عشق و محبت آن قدر در افراد گوناگون متفاوت است که می تواند ازدواج را به یک راز تبدیل کند (گلاسر،گلاسر،ترجمه نیکو و برازنده،۱۳۸۴).

  • نیاز به قدرت

برخلاف سایر نیازها قدرت،منحصر به انسان است.هیچ موجودی همانند انسان صرفا به خاطر قدرت نمی جنگد(گلاسر،گلاسر،ترجمه نیکو و برازنده،۱۳۸۴).

ما می خواهیم برنده شویم،مورد احترام واقع شویم،کارها را اداره کنیم،حرف خود را به کرسی بنشانیم وبه دیگران  بگوییم چکار کنند وببینیم آیا آن کار را می کنند و آن را همان طور که ما دوست داریم انجام می دهند(گلاسر،ترجمه فیروز بخت،۱۳۸۴).

هیچ رابطه انسانی به اندازه ازدواج ،محل جنگ و جدل نیست.علت چیست و چگونه می توان جلوی این رفتارها را گرفت،پاسخ این سوالات کلید گشایش راز ازدواج است.در هر ارتباطی ،نیاز به قدرتی که در ما وجود نمی گذارد در ارتباطمان،مخصوصا زندگی زناشویی از جایگاه قدرت پائینی برخوردار باشیم.بنابراین باید اصل بر تساوی قدرت باشد که مستلزم گوش سپردن و بذل توجه به دیگری است. (گلاسر،گلاسر،ترجمه نیکو و برازنده،۱۳۸۴).

به عقیده گلاسر،نیاز به قدرت،منبع جهانی کنترل گری است و هرقدر کنترل گری را بیشتری به کار بریم،منبع رفتار جهانی کنترل گری است و هرچه قدر میزان آن بیشتر باشد،به همان میزان شادی ازدواج را نابود می کنیم.اما خصلت کنترل گری بر خلاف نیاز به قدرت پایه ژنتیکی ندارد و همانند همه ی رفتارهای ما انتخابی است.این بدان معناست که هر زوجی که بخواهد تئوری انتخاب را جایگزین کنترل گری کند،شانس بسیار خوبی برای یک زندگی شاد و موفق خواهد داشت(گلاسر،گلاسر،ترجمه نیکو و برازنده،۱۳۸۴).

  • نیاز به آزادی

نیاز به آزادی یک نیاز تکاملی است که هدفش ایجاد توازن بین دو چیز است:نیاز به مجبور کردن دیگرآنکه طبق میل ما زندگی کند و دیگری میل به رها شدن از این اجبار. کنترل بیرونی که فرزند قدرت است و دشمن آزادی می باشد هر گاه آزادی خود را از دست بدهیم یکی از خصوصیات انسانی خود،یعنی خلاقیت سازنده،را از دست می دهیم (گلاسر،ترجمه فیروز بخت،۱۳۸۴).

آزادی معمولا گرایش به انجام اعمال مورد علاقه مان است.در زندگی مشترک این بدان معناست که برخلاف نیاز به قدرت که سعی می کنیم دیگران را کنترل کنیم، از حیطه کنترل دیگری خارج شویم.ماهیت ازدواج ،از دست دادن آزادی های شخصی است و تنها راه حل مشکلات مربوط به نیاز آزادی ،گفتگو است.البته باید قبل از ازدواج میزان نیاز  هریک  از طرفین به آزادی در نظر گرفته شود(گلاسر،گلاسر،ترجمه نیکو و برازنده،۱۳۸۴).

  • نیاز به تفریح

تفریح در واقع پاداش ژنتیکی یادگیری  است.خندیدن و یادگیری اساس وشا لوده روابط بلند مدت موفقیت آمیز است(گلاسر،ترجمه فیروز بخت،۱۳۸۴).

این نیاز را می توان به تنهایی یا در کنار دیگران ارضا نمود.اشتیاقمان برای تفریح به طرق گوناگون ظهور می کند.مطالعه،گوش کردن به موسیقی،سفر و سرگرمی های گوناگون،همگی تفریح به شمار می روند (گلاسر،گلاسر،ترجمه نیکو و برازنده،۱۳۸۴).

 

  • دنیای کیفی[۱]

نظریه  انتخاب توضیح می دهد که ما نیازهای  خود را مستقیما ارضا نمی کنیم. آنچه ما انجام می دهیم (که مدت کوتاهی بعد از تولد آغاز  می شود و در طول زندگی ما ادامه می یابد) این است که هر کاری را که انجام می دهیم و باعث  می شود احساس خیلی خوبی کنیم،حفظ می نماییم.ما این دانش را در محل خاصی از مغزمان ذخیره می کنیم  که دنیای کیفی نامیده می شود و این دنیا در کانون زندگی ما قرار دارد.دنیایی که دوست داریم در صوتی که بتوانیم در آن زندگی کنیم(کوری،ترجمه  سید محمدی۱۳۸۷).

افراد از لحظه ای که به دنیا می آیند و در سرتاسر زندگی شان شروع به ثبت وقایع به صورت” آلبوم عکس شخصی” می کنند.گلاسر ترجیح  می دهد کلمه” آلبوم عکس” را به جای ” ادراکات[۲] “به کار ببندد زیرا احساس بشری   شبیه به یک  دوربین حساس است و کلمه ی آلبوم تصاویر بهتر می تواند دنیای کیفی را توضیح دهد(نلسون۲۰۰۱).

این عکس ها الزاما عاقلانه نیست.گلاسر بیان می کند زن و شوهر ها باید راه هایی برای هماهنگ کردن تصویر خود بیابند.در غیر این صورت باید تصاویر یکدیگر را تحمل یا کنترل کنند(گلاسر،ترجمه فیروزبخت۱۳۸۴).

براساس تئوری انتخاب،جهان کیفی،جهانی در ذهن ماست ومشخص و مبسوط  که دوست داریم در آن زندگی کنیم و فکر می کنیم هسته اصلی زندگی ماست (گلاسروگلاسر،ترجمه نیکو و برازنده،۱۳۸۴).

این دنیای کوچک شخصی که هرکس اندکی پس از تولدش آن را در حافظه خلق می کند و در طول  زندگی به خلق آن ادامه می دهد و گاهی آن را دوباره خلق می کند،از گروه کوچکی از عکس ها تشکیل شده است که بهترین راه ارضای نیازهای اساسی را نشان می دهند (گلاسر،ترجمه  فیروزبخت،۱۳۸۴).

این دنیا شامل تصاویری از فعالیت هایی است که بیش از هر عمل دیگری برایمان لذت بخش  وتامین کننده نیازها یمان است ومنبع تمامی انگیزه ها خاصی زندگی ماست.در این فضا ما از افراد گوناگون تصاویر ذهنی ذخیره می کنیم.در واقع این مجموعه تجلی ذهنی ما از دنیای ایده آل و مدینه فاضله ماست،که به آن جهان کیفی می گویند و در سرتاسر زندگی ما،انگیزه واقعی تمامی رفتارهای ماست(گلاسرو گلاسر،ترجمه نیکو و برازنده،۱۳۸۴).

ما در جریان ارضای نیازهای خود پیوسته برای خودمان دنیای کیفی خلق می کنیم هروقت در ارضای یکی از تصاویر دنیای کیفی توفیق می یابیم،مسرور می شویم و لذت می بریم،هر  وقت هم موفق نشویم،رنج می کشیم(گلاسر،ترجمه فیروز بخت ،۱۳۸۴).

هیچ دو نفری واقعیت را یک جور ادراک نمی کنند  قبول این حقیقت برای کسانی که به عینی نگری خویش مباهات می کنند دشوار است ولی ما بخش قابل توجهی از واقعیت را آن گونه که دوست داریم ادراک می کنیم(گلاسر،ترجمه  فیروزبخت،۱۳۸۴).

از آنجایی که جهان کیفی ما حاوی تمایلات ماست،وظیفه ماست که راهی برای تطبیق  این تصاویر بیابیم.چنانچه نتوانیم راه مناسبی  پیدا کنیم،رفتارهایی که برای ارضا ی این خواسته ها انجام می دهیم روز به روز درد آورتر می شود این دنیا شامل تصاویری از فعالیت هایی است که بیش از هر عمل دیگری برایمان لذت بخش  وتامین کننده نیازها یمان است ومنبع تمامی انگیزه ها خاصی زندگی ماست.در این فضا ما از افراد گوناگون تصاویرذهنی ذخیره می کنیم. این دنیا شامل تصاویری از فعالیت هایی است که بیش از هر عمل دیگری برایمان لذت بخش  وتامین کننده نیازها یمان است ومنبع تمامی انگیزه ها خاصی زندگی ماست.در این فضا ما از افراد گوناگون تصاویر ذهنی ذخیره می کنیم. جهان کیفی ما برای ما مقدس است ولی از این واقعیت گریزی نیست که انسان ها خیلی کم از قدرت جهان کیفی بر زندگی شان آگاه هستند(گلاسر و گلاسر،ترجمه نیکو و برازنده،۱۳۸۴).

ما در جریان ارضای نیازهای خود پیوسته برای خودمان دنیای کیفی خلق می کنیم هروقت در ارضای یکی از تصاویر دنیای کیفی توفیق می یابیم،مسرور می شویم و لذت می بریم،هر  وقت هم موفق نشویم،رنج می کشیم(گلاسر،ترجمه فیروز بخت ،۱۳۸۴).

با گذشت زمان هر یک از ما در ذهن تصور همسر ایده آل خود را با توجه به اطلاعاتی که از رسانه های عمومی،والدین،اقوام و همسایگان  و دوستان می گیریم، می سازیم.به زبان تئوری انتخاب هرچه فاصله ی زندگی مشترک با تصویرجهان کیفی بیشتر باشد،بیشتر رنج خواهیم برد. و سعی می کنیم برای تغییر آن با به کار بردن هفت عادت مخرب همسرمان را کنترل کنیم تا به آنچه در جهان کیفی ماست نزدیک  و نزدیک تر شویم.اما تنها راه چاره آشکارسازی، سهیم و شریک  کردن همدیگر در جهان کیفی مان است(گلاسر،ترجمه فیروز بخت ،۱۳۸۴).

 

  • رفتارکلی[۳]:

در نظریه انتخاب ، رفتار ؛چگونگی انتخاب افراد است .گلاسر از لغت “رفتار کلی”  برای توضیح گستره ی مفهوم رفتار استفاده می کند ومعتقد است که رفتار  یک کل است که از چهار جز:عمل، تفکر، احساس، فیزیولوژی تشکیل شده است(نلسون،۲۰۰۱).

ازدیدگاه تئوری انتخاب،مجموعه رفتار انسان، به شکل دقیق تری رفتارکلی نام گرفته است(گلاسر،ترجمه فیروز بخت،۱۳۸۴ ).

این تعریف کاربردی تر  است زیرا هنگامی که می گوییم همه رفتارها،منظور کلیه رفتارهای آگاهانه ای است که هدفمند باشد.البته درصد اندکی از رفتارها مثل عطسه و سرفه خودکار ویا مانند خواب ناآگاهانه است.ولی گلاسر تاکید می کند تمام رفتارهای ما انتخابی است(گلاسر و گلاسر،ترجمه نیکو و برازنده،۱۳۸۴).

تمامی رفتارهای ما از اختلاف میان آنچه که در یک زمان داریم و آنچه نیاز داریم داشته باشیم،ناشی می شود.حاصل این خواسته ها ،در قالب تصویر و یا تصاویری در جهان کیفی مان تجلی می یابد و آنچه که هم اکنون در زندگی مان داریم،همان چیزی است که تصور می کنیم در دنیای واقعی برای ما جریان است.بنا به نظر گلاسراگر چه تمامی آن چه ما از تولد تا مرگ انجام می دهیم،نوعی رفتار است(گلاسر و گلاسر،ترجمه نیکو و برازنده،۱۳۸۴).

۱- عمل[۴]:که شامل  رفتارهای موثر مانند قدم زدن ،دویدن که مستلزم حرکت ارادی  وانتخابی قسمتی از بدن است هرچند که بعضی از رفتارهای غیر ارادی مثل عطسه کردن نیز مشارکت داند.

۲- تفکر[۵]:شامل افکار و تفکرات تولیدی  و ارادی وهمچنین غیر ارادی مثل رویا است.

۳- احساس[۶]:شامل گستره ای از احساس خوشایند و ناخوشایند است که افراد آن را انتخاب کرده و به وجود می آورند.

۴- فیزیولوژی[۷]:برای مثال نگرانی ،دلسوزی کردن  (نلسون،۲۰۰۱).

گلاسر از شباهت رفتار کلی به چهار چرخ ماشین استفاده می کند.که چرخ های جلو عمل وتفکر است و چرخ های عقب  احساس و فیزیولوژی.نیاز موتور وراننده به سمت نزدیک ترین تصویری که در آلبوم کیفی فرد در جهت ارضاء نیازها است ،حرکت می کند.به همین دلیل فرد کنترل بیشتری بر چرخ های جلودارد و اصولا مشکل مراجعان این است که نمی توانند در زندگی  خود را با انتخاب و هدایت بهتری از آنچه که الان هست برانند.پس در نظریه انتخاب  به مراجه کمک می شود اجزای رفتارش را بشناسد تسلط خود را بر زندگی ماشینی اش”عمل و تفکر”بالا ببرد(نلسون،۲۰۰۱).

اگر چه همه امور در دست ما نیست اما کنترل زندگی مان در دستان خود ماست بنابراین ،برای داشتن یک زندگی مشترک خوب ،باید انتخاب های شایسته تری انجام دهیم. (گلاسر و گلاسر،ترجمه نیکو و برازنده،۱۳۸۴).

پایان نامه درباره مسؤولیت: مشاوره گروهی

  • مسؤولیت:

مسؤولیت پذیری یا احساس مسؤولیت به عنوان توانایی دربرآورده شدن نیازهای فرد تعریف می شود وانجام از این منظوربه طریقی باشد که دیگران را ازتوانایی برآورده شدن نیازهایشان محروم نکند(گلاسر،ترجمه هوشمند ویژه ،۱۳۷۹ ).

دراین نظریه پذیرش مسؤولیت رفتارها اهمیت به سزایی دارد.انسان مسئول منطبق با واقعیت رفتار می کند.ناکامی را به خاطر نیل به ارزشمندی متحمل می شود نیازهایش را طوری برآورده می سازد که مانع ارضای نیازهای دیگران نگردد ودرمقابل انسان غیرمسئول واقعیت را انکارمی کند به دلیل تراشی می پردازد برای خود و دیگران ارزشی قائل نیست رفتارش به احساس و نفع شخصی و آنی متکی است و به وعده هایش عمل نمی کند و در نتیجه خود و دیگران را نگران وناراحت می سازد.انکارواقعیت که به اشکال گوناگونی متجلی خصوصیات مشترک تمام بیماران روانی است.گروهی به حقوق دیگران تجاوز می کنند.عده ای مقررات جامعه را نادیده می گیرند،بعضی مزاحم دیگران می شوند و دست به کارهای ناشایسته می زنند عده ای به مشروبات الکلی پناه می برند و تعدادی به خودکشی اقدام می کنند(شیلینگ ،ترجمه آرین  ،۱۳۷۴).

درباره مسؤولیت و رابطه آن با زندگی فرد ;گلاسراعتقاد داردکه ناخشنودی و افسردگی نتیجه عد م احساس مسؤولیت است و نه علت آن.به عبارت دیگر رفتارغیرمسئولانه افراد باعث بروزاضطراب و ناراحتی روانی است نه اینکه ناراحتی روانی باعث غیرمسئول بودن فردشود (شفیع آبادی ، ۱۳۷۱).

  • مشاوره گروهی

ریشه روان درمانی گروهی دراعماق تاریخ بشر نهفته است.انسان ازروز اول وجود،درگروه زندگی کرده است و بیشتراعمال خود را ازقبیل کار و عبادت وبه صورت گروهی انجام داده است.انسان به عنوان یک موجود اجتماعی به تعلق موردقبول واقع شدن، ارزش یافتن وموردطلب ودرخواست بودن محتاج است.اگراین نیازها براورده نشود انسان بیمار می شود.به عبارت دیگر سلامت روانی انسان بسته به روابط گروهی است.گروه های درمانی وقتی برای انسان ضرورت پیدا می کند که گروه های طبیعی موجود در زندگی اواز  براوردن نیازهایش عاجزباشد(ثنایی، ۱۳۷۵).

مشاوره گروهی دارای معانی ومفاهیم متعددی است و به طورکلی فرصتی فراهم می آورد تا اولا فرد درباره مسائل ومشکلاتش صحبت کند ثانیا احساساتش را درگروه بروزدهد و بازخورد دریافت کند ثالثا به تعیین طرز تلقی و گرایش دیگران نسبت به خود موفق گردد.فردازطریق مشارکت درگروه می تواند مهارت های اجتماعی خودراتقویت کندو روابط بهتری با دیگران داشته باشد(شفیع آبادی، ۱۳۷۳).

به طورکلی می توان گفت که مشاوره گروهی یک سلسله فعالیت سازمان یافته و تعامل بین اعضای گروه است که در یک زمان و در یک مکان به خاطرحل مشکل معین و یا گفتگو درباره مسائل گوناگون انجام می پذیرد.مشاوره گروهی موجب می گردد که فرد خودرا بدان گونه که هست بپذیرد و روابط خودرا با دیگران گسترش دهد.چون اعضای مشاوره گروهی علی رغم راهنما یی گروهی معمولا دارای مشکل هستند از این جهت هدف مشاوره گروهی دروهله اول متوجه حل مشکل است(شفیع آبادی، ۱۳۷۸).

آماج مشاوره گروهی رسیدن به اهداف ارضای نیازها و ایجادتجاربی که برای تک تک اعضای تشکیل دهنده گروه با ارزش است(گیبسون ومیشل،ترجمه ثنایی ، ۱۳۷۳).

هدف گروه می تواندشامل این موارد باشد:

۱-کسب بصیرت درباره خود و شناخت احساسات و انگیزش ها

۲-شناخت اطرافیان و پی بردن به میزان تاثیرفردبردیگران

۳-شناخت بهتر فرآیندهای گروهی و یادگیری مهارتهایی برای افزایش کارآیی فعالیت گروهی

۴-آگاهی بیشتر از چگونگی رفتار و یادگیری شیوه های تغییر آن به منظور تعامل با دیگران

۵-یادگیری روش های گوش دادن فعال به منظور درک دیگران و انتقاد صحیح

۶-یادگیری مهارتهای رهبری گروه(شفیع آبادی ، ۱۳۷۳).

  • تغییرات افراد درگروه

رفتار اعضا در داخل گروه تغییر  می کند.به نظر لوین تغییر در عادات اجتماعی و گروهی از طریق گروه راحت تر انجام می پذیرد.گروه زمانی می تواند در تغییر اعضایش موفق شود که اعضا همبستگی شدید با گروه داشته باشند و به آن احساس تعلق کنند برای تغییر تحت فشار قرار نگیرند، اطلاعات کافی و روشن ازطرح ها وعواقب تغییرداشته باشند بدون ترس و تهدید بتوانند نتایج تغییر در رفتار جدید را تجربه کنند.عده ای ازاعضای گروه ،در مقابل این تغییرات ایستادگی می کنند و ترجیح می دهند وضع موجود را حفظ کنند.ترس از نابسامانی و از هم گسیختگی وضع موجود یکی از علل مقاومت ها در برابر تغییر است.فردی که به زندگی نسبتا آرام، ثابت خود  خو گرفته و عادت کرده است می ترسد مباداپذیرش تغییرات جدید زندگی آرام او را مختل سازد. ترس از آینده مبهم و به هم خوردن وضع موجود او را مضطرب و نگران می سازد وبه مقاومت می انجامد(شفیع آبادی، ۱۳۸۳).

درگروه باید جو لازم برای اعتمادحاکم گردد.هرچه میزان اعتمادبنفس بیشتر باشد احتمال تغییر و بهبودی بیشتر می گردد.عامل اعتماد زیربنای روابط انسانی و اجتماعی و یک عامل اصلی در مشاوره گروهی است.نیاز به اعتماد نیروی محرکی است که بیان صریح و بی پرده را در مشاوره گروهی و عملی ممکن می سازد. از دیگرنیازهای انسان محبت واحساس تعلق است.این نیاز درپذیرفته شدن نزد دیگران و درروابط صمیمانه در زندگی و خانواده امکان پذیر می گردد.رچوع به مشاوره گروهی خود تلاشی در جهت پذیرش است.در گروه باید جو توام با پذیرش ایجاد گردد اگرچنین شد فرداز روبروشدن با مسؤولیت تغییر هراس نخواهدداشت(ازطرف گروه احساس تهدیدنخواهد کرد) ودرراه روابط بهتر گام برخواهد داشت. ازدیگرنیازهای انسان نیازبه عزت نفس است.مازلو می گوید عزت نفس عبارت است از اینکه فردی خودش و دیگران را آدم به درد بخوری بشناسد.این نیاز با عوامل ارزش ،احترام، موفقیت ومسؤولیت ارتباط دارد.احساس بی ارزشی در بین مراجعین به مشاوره گروهی امری عادی است.هرچه افراد بیشتربا مشکلات برخوردکنند که قادر به حل آن نباشد خود را حقیرتر و ناتوان تراحساس می کنند و فکر می کنند که دیگران هم همین احساس را درموردآنها دارند. در گروه این دورباطل باید شکسته شود حد لازم برای تقویت نقاط قوت و توانایی های اعضا ایجاد گردد،هم چنین میل به تحقق خویشتن که حالتی پویاست وکششی به سوی کمال است. زمانی در گروه ایجاد می شود که نیازهای اعضا به محبت و تعلق برآورده شده باشد(ثنایی، ۱۳۷۴).

  • عوامل درونی در گروه

تغییردرمانی امری بسارپیچیده است که تنها از طریق تجربیات انسانی متنوع و هدایت شده صورت می پذیرد.تجربیاتی که آنها از عوامل درمانی می خوانیم عوامل درمانی را ده مقوله عمده زیر تشکیل می دهد.

۱-ایجاد امید:ایجاد امید و حفظ امیدواری بیمار امر بسیار مهمی است.امید برای نگه داشتن بیمار در برنامه درمان ضروری است.ابن سینا می گوید: وظیفه پزشک است که همیشه بهبود را بشارت دهد زیرا این عمل در بهتر نمودن عوارض روانی بیماران اثر شایانی خواهد داشت.

۲-عمومیت:بسیاری از بیماران روانی با این اندیشه آزاردهنده که ایشان تنها دوزخیان و قایق شکستگان هستند اقدام به درمان می کنند شکسته شدن این احساس اعضاء با یک دنیا راحتی و آرامش همراه است.

۳-انتقال اطلاعات:تعلیمی است که درمانگر در زمینه سلامت روانی بیماری روانی و مکانیسم های روانی به بیمار می دهد در ثانی شامل ارشاد و راهنمایی درمانگر به بیماران در مورد مشکلات زندگی است.

۴-نوع دوستی:در درما ن گروهی بیماران کمک را ازطریق دادن دریافت می کنند.بیماران هنگامی که قدم به درمان می گذارند از حیث روابط انسانی در شکست اند و عمیقا احساس می کنند که چیزی برای عرضه به دیگران ندارند.درجلسات درمان گرانبهاترین تجربه برای آنها این است که احساس کنند می توانندبه حال دیگران مفید باشند و این بر عزت نفس آنهامی افزاید.

۵-مروردرمانی گروه اولیه خانواده:تمام بیماران بلا استثناء با تاریخچه ای از تجربیات تلخ خانوادگی پا به گروه درمانی می گذارند یک گروه خیلی شبیه به یک خانواده است.

بنابراین اصل می توان گفت همکاری بیمار با درمانگر و سایر اعضای گروه در واقع کار روی مشکلی است که بیمار مدتها با آن دست به گریبان بوده است.

۶-رشدمهارتهای اجتماعی:یادگیری اجتماعی یا به عبارت دیگر تکوین مهارتهای اساسی اجتماعی یک عامل مهم درمانی است.این مهارتها اگرچه درمان قطعی بیماری آنها تلقی نمی شود ولی قطعا در بهبود روابط اجتماعی ایشان در آینده موثراست.

۷-رفتارتقلیدی:درمانگر برای بیمار حکم رهبرو یا مراداست.غالبادرجریان درمان بیماران ممکن است مثل درمانگر خودبنشینند، قدم بزنند و یا حتی فکر بکننداین امر در کار درمان به یادگیری جانشین یا دوران جانشین مرسوم است.

۸-یادگیری هم نشینانه:یادگیری هم نشینانه یا بین اشخاص یک عامل درمانی پیچیده و مهم در گروه درمانی است.یادگیری هم نشینانه را می توان با عوامل درمانی بصیرت،کار روی انتقال و تصحیح عاطفی تجربیات در درمان انفرادی مقایسه کرد.

۹-همبستگی گروهی:همبستگی گروهی همانندرابطه یا همدلی در درمان فردی است.

۱۰-تخلیه روانی:بیرون ریختن احساسات منفی که مایه آزارروحی است یکی از نکات قابل تعمق درک گروه است(ثنایی، ۱۳۷۴).

  • فرآیند مشاوره گروهی:

مشاوره گروهی همانند مشاوره فردی از دیدگاه اجرا دارای مراحلی است و تا مرحله ای اصلی  به مرحله بعدی امکان پذیر نمی باشد. آگاهی از این مراحل و شناخت آنها به مشاور گروه امکان می دهد که در تامین هدف های هر مرحله کوشش به عمل آوردو اعضا را سریع ترو مفید تر به سوی مراحل بعدی سوق دهد.به نظر ماهلر(۱۹۶۹)مراحل مشاوره گروهی را می توان به شرح زیر بر شمرد:

۱-مرحله شناسایی و مکاشفه :در این مرحله اعضا در صدند تا یکدیگر را بشناسند و در یابند که آنها می توانند به یکدیگر اعتمادکنند یا نه.مشاورنقش فعال و حساسی را برعهده دارد و به بازگوکردن قوانین گروه وحصول توافق بین اعضاء اقدام می کند.مباحث معمولاوبیشتربرشناسایی اعضا متمرکزاست.

۲-مرحله انتقال:پس از طی مرحله مکاشفه با موفقیت و ایجاد امنیت و اعتماد هریک از اعضای گروه معمولابحث درباره مشکل خودرا آغاز می کند.ابرازمشکل با نوعی شک وتردید همراه می باشد.نقش مشاور در این مرحله حساس است و باید اعضا را به گویایی و بحث درباره مشکل تشویق کند و افکار واحساس آنان رامنعکس سازدو جریان گروه را تداوم دهد.

۳-مرحله عمل و فعالیت یا سازندگی :پس از عمیق تر شدن روابط واعتمادبه یکدیگر تلاش وفعالیت برای حل آن آغازمی شود.

۴-مرحله پایان:سرانجام گروه به جای می رسد که باید به طورموقت یا برای همیشه به کارش پایان دهد.بهترین زمان برای خاتمه دادن به جلسات مشاوره گروهی هنگامی است که گروه به هدف های بحث شده نایل آمده باشد(شفیع آبادی، ۱۳۷۱).

[۱]-Quality world

[۲]-Perception

[۳]-Total Behavior

[۴]-Act

[۵]-Think

[۶]-Feel

[۷]-Physiology

دانلود پایان نامه نظریه انتخاب

    ۲-۱- مبانی نظریه پردازان در رابطه با موضوع پژوهش

   ۲-۱-۱- در حوزه ی نظریه انتخاب

  • شرح حال پیشگام

 

ویلیام گلاسر[۱] سال ۱۹۲۵ در شهر کلیولند[۲] ایالت اوهایو در کشور امریکا متولد شد  وتحصیلات خود را در دانشگاه کیس وسترن رزرو [۳]در همان شهر به پایان رسانید.(شفیع آبادی،۱۳۸۳).

او ابتدا در ۱۹ سالگی مدرک مهندس شیمی گرفت. ولی سال ها بعد  به روان شناسی روی آورد(فوق لیسانس در روان شناسی بالینی به سال ۱۹۴۸) و بعد به قصد اینکه روان پزشک شود وارد دانشکده پزشکی شد(مدرک پزشکی در سال ۱۹۵۳).در سال ۱۹۵۷ آموزش روان پزشکی خود را در اداره ی سربازان از جنگ برگشته و دانشگاه کالیفرنیا،لس آنجلس(ucla ) به اتمام رساند و در سال ۱۹۶۱ عضو شورای روان پزشکی بود. او همان ابتدای مدل فرویدی را رد کرد و در پایان دوره رزیدنسی خود،منسجم کردن آنچه را که در سال ۱۹۶۲به واقعیت درمانی[۴] معروف  شده بود آغاز نمود(کوری ،ترجمه سید محمدی ۱۳۸۷).

واقعیت درمانی از عدم رضایت  گلاسر که در خلال آموزش روان پزشکی تحلیلی دیده بود،نشات می گیرد.او معتقد است روان تحلیلی  تاکید زیادی بر روی احساس  مراجع وتاریخچه ی او وجود دارد(نلسون،۲۰۰۱).

رای[۵](۲۰۰۶)زندگی گلاسر را به سه قسمت اصلی تقسیم می کند که اولین قسمت با تولد او شروع شده و تا زمان انتشار سومین کتابش در سال ۱۹۶۹ به نام”مدارس بدون شکست”به طول انجامیده است(به نقل از جعفری هرندی،۱۳۸۷).

گلاسر در اولین کتاب خود: “سلامت روانی یا بیماری روانی[۶]”  به معرفی نظریه ها ،عقاید اصلی  و کاربرد واقعیت درمانی پرداخت.در واقع گلاسر براساس تجربیاتی که در طی سالهای ۱۹۵۶ تا ۱۹۶۱ در مدرسه دخترانه ونتورا [۷]  به دست آورده بود این کتاب را نوشت که پایه و اساس نظریه واقعیت درمانی قرار گرفت(شفیع آبادی،۱۳۸۳).

دومین بخش از زندگی گلاسر با انتشار چهارمین کتابش”جامعه در حال تکوین هویت [۸] ”  آغاز شد و تا سال ۱۹۸۸ و با خلق اثر جامع نظریه انتخاب ادامه یافت.این دوره ۲۶ ساله تحت عنوان  پالایش و روشن سازی مطرح شده است(ابراهیمی،۱۳۸۷).

اساس واقعیت درمانی که اکنون درسرتاسر دنیا آموزش داده می شود  این است که ما در قبال آنچه  که تصمیم  می گیریم انجام دهیم مسئولیم.فرض بنیادی این است که تنها چیزی که می توانیم کنترل کنیم زندگی جاری خودمان است.گلاسر به دنبال نظریه ای بود که بتواند تمام کار او را توضیح  دهد(کوری ،ترجمه سید محمدی ۱۳۸۷).

در اوایل دهه ۱۹۸۰ گلاسر تئوری کنترل را به عنوان اساس نظری برای اجرای عملی واقعیت درمانی اضافه کرد و در مورد آن می گوید:نظریه کنترل جهان و خودمان به عنوان قسمتی از دنیای اطراف  است برای  آنکه ما بهتر بتوانیم نیازهایمان را ارضاء کنیم(نلسون،۲۰۰۱).

گلاسر از طریق  کتاب”رفتار؛کنترل ادراک” ویلیام پاورز[۹]  با نظریه کنترل آگاه شد وگلاسر معتقد بود که این نظریه پتانسیل زیادی دارد. پاورز(۱۹۷۳) پیشنهاد کرد که تنها واقعیت برای شخص ادراکهای ذهنی وی است و کل رفتار به وسیله نیاز به کنترل ادراک شخص و واقعیت وی برانگیخته می شود. گلاسر اصل ایده پاورز در زمینه کنترل ادراک را به عنوان چهارچوب تئوریکی خود برای واقعیت درمانی پذیرفت.  تحت تاثیر پاورز در سال ۱۹۸۱ کتاب خود را با عنوان “ایستگاه های ذهن” که به عملی کردن نظریه کنترل در واقعیت درمانی  می پرداخت را نوشت(نلسون،۲۰۰۱).

او با عقاید پاورز به انسانها کمک کرد ضمن کنترل خویش دست به انتخاب بزنند.گلاسر در اواخر دهه ۱۹۷۹ به دنبال نظریه ای بود که تمام کارهای او را توضیح بدهد. او ۲۰ سال بعدی را صرف گسترش دادن،اصلاح کردن و توضیح دادن مطالبی کرد  که در آغاز آموخته بود. در سال ۱۹۹۶  گلاسر معتقد شد که اصلاحات دیگری انجام دهد و عنوان نظریه کنترل را گمراه کننده  دانست.از این رو نام آن را به نظریه انتخاب [۱۰]  تغییر داد. (کوری ،ترجمه سید محمدی ۱۳۸۷).

آخرین دوره شغلی گلاسر در سال ۱۹۹۸ با مطرح کردن کتاب نظریه انتخاب آغاز شد و تاکنون ادامه دارد. او در این کتاب نظریه انتخاب چهارچوب اساسی و پایه درمانی واقعیت درمانی معرفی می کند(گلاسر،فیروز بخت،۱۳۸۴).

  • نظریه انتخاب

واقعیت درمانی به صورتی که گلاسر در جدیدترین کتاب های خود شرح داده،مبتنی برچهارچوب نظریه انتخاب است.او معتقد است نظریه انتخاب در مورد بهتر انتخاب کردن است اما قبل از آن باید دلیل انتخاب  بد را بفهمیم(نلسون[۱۱]،۲۰۰۱).

واقعیت درمانگران معتقدند که مشکل اساسی اغلب درمانجویان یکی است:آنها یا درگیر  رابطه ای ناخوشایند یا فاقد چیزی هستند که بتوان آن را رابطه نامید .بیشتر مشکلات درمانجویان از ناتوانی آنها در برقراری رابطه،صمیمی شدن با دیگران ،یا برقرار کردن رابطه ای رضایت بخش یا موفق  با حداقل یک نفر درزندگی آنها ناشی می شود(کوری ،ترجمه سید محمدی ۱۳۸۷).

نظریه انتخاب به ما می گوید این خود ما هستیم که تمام اعما لمان را از جمله احساس بدبختی مان را انتخاب می کنیم.دیگران نه می توانند ما را بدبخت کنند و نه خوشبخت،تمام چیزی را که از دیگران می توانیم بگیریم و تمام آنچه  که می توانیم به دیگران بدهیم،اطلاعات است اما اطلاعات فی نفسه و به خودی خود نمی تواند ما را وادار به انجام کاری یا داشتن احساسی کند.اطلاعات وارد مغز می شود و مغز پردازش می کند بعد تصمیم می گیریم چه کار کنیم.تمام اعمال و افکارمان رابه شکل  غیرمستقیم  و تقریبا تمام احساسات و بخش عمده ای از فیزیولوژی خود را انتخاب می کنیم .هر چه قدر هم که احساس بدی داشته باشید،بخش اعظم وقایعی که در هنگام  درد و بیماری درون بدنتان می گذرد ونتیجه غیرمستقیم اعمال و افکاری است که انتخاب می کنید یا کرده اید(گلاسر،فیروز بخت،۱۳۸۴).

گلاسر معتقد است که درمانجویان رفتارهای خود را به عنوان راهی برای حل کردن ناکامی ناشی از رابطه ی ناخوشایند انتخاب کرده اند(کوری ،ترجمه سید محمدی ۱۳۸۷).

 

بر اساس تئوری انتخاب تنها کسی که می تواند بر ما کنترل داشته باشد خودمان هستیم.اگر ارتباط نامناسبی داریم،باید دقت کنیم و ببینیم چه می توانیم انجام دهیم که روابط ما را بهبود بخشد و نه اینکه سعی کنیم دیگران را تغییر دهیم(گلاسرو گلاسر،ترجمه نیکو و برازنده،۱۳۸۴).

اگر ما تمام کارهایی را که انجام می دهیم انتخاب می کنیم ،پس باید مسئول آنچه  که انتخاب می کنیم باشیم(کوری،ترجمه سید محمدی۱۳۸۷).

نظریه انتخاب ،روان شناسی کنترل درونی است. این نظریه توضیح می دهد که ما چطور و چرا  انتخاب هایی که مسیر زندگی را تعیین می کنند،می کنیم(گلاسر،ترجمه فیروزبخت۱۳۸۴).

در این نظریه افراد به صورتی در نظر گرفته می شوند که نهایت تلاش خود را به خرج می دهند یا انتخاب هایی کنند که امیدوارند به ارضای نیازهای آنها منجر می شود.نظریه انتخاب روی مسؤولیت انتخاب کردن تمرکز می کند(کوری،ترجمه سید محمدی ۱۳۸۴).

به طور کلی از دیدگاه نظریه انتخاب،تمامی رفتارهای انسان،تلاشی برای ارضاء نیازهای اساسی اوست.این رفتارها از بیرون کنترل نمی شوند بلکه کاملا از درون بر انگیخته شده،تحت کنترل خود فرد  می باشند.به عنوان مثال،ماشین را پشت چراغ قرمز نگه می داریم،چون می خواهیم جریمه نشویم و یا تصادف نکنیم  وگرنه می توانیم رفتار نقص قانون را انتخاب کرده چراغ قرمز را رد نماییم(به نقل از احتشامی،۱۳۸۶).

بخش مهمی از نظریه انتخاب مبتنی بر این پیش فرض است که افراد در نهایت خود تصمیم گیرنده و مسئول زندگی خویش هستند.این رویکرد مثبت و اختیاری است و توصیف  می کند که چگونه افراد،دنیای اطرافشان را کنترل می کنند و به آنان یاد می دهند که با روش کارآمدتری نیازهای خود را برآورده سازند. در این نظریه روش هایی به کار گرفته می شود که خواسته ها،نیازها و ادراکات مراجع را تعیین کند و کل رفتار مراجع با تمرکز بر اعمال برحسب نیازها و ارزش هایش مورد بررسی قرار می گیرد(نوابی نژاد،۱۳۸۳).

درمان عمدتا به این صورت اجرا می شود که به درمانجویان یاد می دهند هنگام تعامل کردن با افرادی  در زندگی لازم دارند،انتخاب های موثرتری کنند.چون نظریه انتخاب توضیح می دهند که چگونه رفتار کنیم که روابط بهتر شوند،آموزش دادن نظریه انتخاب به درمانجویان بخشی از واقعیت درمانی است(کوری ،ترجمه سید محمدی ۱۳۸۷).

موفقیت در ازدواج  با یادگیری شیوه گفتگو با هم نسبت مستقیم دارد و موفقیت گفتگوهای زناشویی بدین بستگی دارد که طرفین در گفتگوهایشان پایه ای ترین اصل تئوری انتخاب را درک کرده باشند، این اصل که ما  تنها می توانیم رفتارهای خودمان را کنترل کنیم(گلاسر، گلاسر، ترجمه نیکو و برازنده،۱۳۸۴).

[۱]-William Glasser

[۲]-Cleveland

[۳]-Case Western Reserve University

[۴]-Reality Therapy

[۵]-Roy

[۶]- Mental Health Or Mental Illness

[۷]-Ventura

[۸]-Identity Social

۱-William Power

[۱۰]-Choice Theory

[۱۱]-Nelson

پایان نامه آموزش نظریه انتخاب به شیوه گروهی

   ازدواج یکی از مهمترین رویدادهای زندگی انسان محسوب می شود که نه تنها در سلامت جسمی و روانی فرد موثر است بلکه نقش مهمی را در ورود انسان به دوره ی بزرگسالی بر عهده دارد(موسوی،۱۳۸۶).

با ازدواج،خانواده تشکیل می شود و نظام خویشاوندی شکل می گیرد و نسل بقا می یابد ازدواج موفق پایه و بنیان عالی برای ایجاد خانواده شاد و مستحکم است( زابو[۱]،ترجمه میر محمد صادقی۱۳۸۴).

ازدواج سنگ بنای خانواده و پاسخی جامعه پسندانه به یکی از نیازهای اساسی انسان ها برای تداوم نسل بشریت است.لزوم پایداری و تداوم محبت و تعلق انسان ها به یکدیگر از یک سو و حفظ اخلاق و روابط صحیح انسانها با یکدیگر و پرورش در محیط عاطفی سالم خانواده از سوی دیگر ضرورت ازدواج را بیش از پیش آشکار می سازد. و البته آسیب به خانواده به عنوان یکی از مهمترین نهادهای اجتماع موجب پیامدهای وخیمی در کل ساختار و نظام ارزشی فرهنگی یک جامعه خواهد شد(ثنایی،۱۳۷۵).

به طور سنتی و  معمول اساس تشکیل خانواده با ازدواج گذاشته می شود.همسر گزینی و پیمان زناشویی هر دو نشانه بالندگی و پیشرفت شخصی اند.گزینش همسر بی گمان یکی از مهمترین تصمیماتی است که در زندگی می گیریم(برنشتاین و برنشتاین،ترجمه نائینی و منشی ۱۳۸۰).

ازدواج بیش از هر ارتباط دیگری طرفین را مقید می سازد.همچنین زوجین از حق اشتباه کمتری برخوردارند آنچه دو نفرباید  پیش از ازدواج بدانند این است که ازدواج مسأله ای نیست که همه بر آن اشراف داشته باشند.ازدواج قدم گذاشتن در یک شراکت کاری است که معمولا جزئیات نحوه برخورد با مشکلات احتمالی به صورت کتبی ذکر می شود(گلاسر وگلاسر،ترجمه نیکو و برازنده ،۱۳۸۳).

اما واقعیت  ها بسیار تکان دهنده اند.مهم نیست  هر سال چند زوج بر سر سفره عقد می نشینند آمار طلاق به صورت روز افزونی رو به افزایش است.راز داشتن یک ازدواج موفق چیست؟و حتی مهمتر از آن چگونه می توان صمیمانه در کنار یکدیگر ماند؟

برای اکثر افراد  علت کاهش دلبستگی شان پس از ازدواج به مثابه یک راز ناگشوده است زوج هایی که زندگی مشترکشان را با عشق شروع  می کنند وزوج هایی که نمی توانند از ابتدا به شناخت درستی از یکدیگر دست یابند،مشاهده می کنند که صمیمیت اولیه کم کم رنگ می بازد و هیچ کدام نمی دانند اشکال کار در کجاست؟  آن احساسات آتشین ممکن است در مقاطعی  کوتاه از زندگی به صورت چسبنده جلوه گر شود و بزودی محو شود و ارتباط شخصی شان  با یکدیگر سیر نزولی به خود می گیرد یا در سطحی پایین تر از سطح انتظارتشان راکد می ماند.با گدشت زمان،زندگی بعضی از زوج ها به جدایی کشیده می شود اما اکثریت به زندگی مشترکشان با آهنگی یکنواخت و ملال آور ادامه می دهند و برای تحمل این زندگی به مشروبات الکلی ,پرخوری،مواد مخدر،روابط نامشروع روی می آورند و البته در این  روابط نامشروع به دنبال آن صمیمیت گمشده زندگی زناشویی می گردند(گلاسر وگلاسر،ترجمه نیکو و برازنده،۱۳۸۳ ).

میانگین ۶ ساله نسبت طلاق به ازدواج طی سالهای ۸۶-۸۱ برابر ۰/۱۱ درصد بوده است یعنی حدودا از هر ۹ ازدواج ۱ مورد آن به طلاق منجر شده است که آمار خوبی برای کشور ما به نظر نمی رسد(جعفری هرندی،۱۳۸۸).

افزایش روز افزون مشکلات و تعارضات زناشویی و کاهش صمیمیت در دنیای معاصر و خطر بروز جدایی و اثر منفی آن بر زوجین،فرزندان و کل ساختار جامعه موجب آن شده است تا مشاوران خانواده با بهره گرفتن از طرح ها و نظریه به کمک زوجین بپردازند.

۱-۲ بیان مسأله

خانواده مهمترین نهاد اجتماعی وکوچکترین هسته ی جامعه است که از یک زن و مرد و فرزندان تشکیل می شود،اساس و رکن اصلی خانواده به عنوان زیر بنای جامعه ،ازدواج است.بدون تردید ازدواج بزرگ  ترین و مهم ترین حادثه زندگی هر انسان است،به طوری که موفقیت یا شکست هر یک از زوجین می تواند سرنوشت ساز باشد(احمدی،۱۳۷۴).

ازدواج عامل پیدایی خانواده است و خانواده برآیند یا انعکاسی از کل جامعه است(جعفری هرندی،۱۳۸۸).

همچنین ازدواج  رابطه ای انسانی ،پیچیده،ظریف و پویاست و از ویژگی های خاصی برخوردار است و به عنوان مهمترین و عالی ترین رسم اجتماعی برای دستیابی به نیازهای عاطفی و امنیتی همواره مورد تائید همگان بوده است(برنشتاین و برنشتاین،ترجمه نائینی و منشی ،۱۳۸۰).

روابط زناشویی به جهت اهمیت و ویژگی های خاص اش می تواند قابل توجه ترین شکل رابطه انسانی باشد که به تعبیر گلاسر ماهیتا سرچشمه  عمده ناخشنودی است.حفظ یک رابطه زناشویی موفق ،سخت  ترین نوع رابطه است.تقریبا بیش از نیمی از افرادی که ازدواج می کنند قادرند زندگی مشترک خود را برای یک عمر حفظ  نمایند و از میان کسانی که موفق به حفظ آن می شوند افراد بسیار کمی یافت می شوند که دفتر زندگی مشترکشان را به خوبی و خوشی می بندند.در بین تمام روابط ما زندگی مشترک طولانی و خوشایند کمیاب ترین نوع رابطه است که به آسانی به دست نمی آید(گلاسر و گلاسر ،ترجمه نیکو وبرازنده،۱۳۸۳).

از میان تمام موقعیت های پر تنشی که مردم در زندگی خود با آنها روبرو می شوند طلاق و مشکلات زناشویی به ترتیب رتبه دوم و سوم را دارا هستند(هولمز و راهه،۱۹۶۷،به نقل از دربای،۱۳۸۶).

و احتمالا تعداد زن و شوهرهایی که زندگی مشترک شادی ندارند ولی طلاق نمی گیرند بیش از گروه دیگر است(گلاسر و گلاسر،ترجمه نیکو و برازنده،۱۳۸۳).

امروزه زندگی انسان ها در تمامی ابعاد دستخوش تغییرات سریع و شگرفی شده است.زندگی زناشویی نیز از این قاعده مستثنی نیست.اهداف،نقش ها ،وظایف و نحوه شکل گیری ازدواج در طول زمان تغییر یافته است(برنشتاین و برنشتاین،ترجمه نائینی و منشی،۱۳۸۰).

آنچه مسلم است روابط خوب به سادگی به دست نمی آید،بلکه به دست آوردن آن مستلزم تلاش مداوم و آگاهانه است. جرج لوینگر[۲] می گوید :آنچه در ایجاد یک رابطه زناشویی خوب یا هر نوع رابطه ی رضایت بخش مهم است،میزان هماهنگی و تناسب شما با همدیگر نیست بلکه مهم آن است که چگونه  با ناسازگاری ها مقابله می کنید(کلینکه،ترجمه محمد خانی،۱۳۸۰).

یکی از شاخص های مهم  آشفتگی در روابط زناشویی ،کمبود صمیمیت است.صمیمیت به وقوع تعامل بین زوجین اشاره می کند.تعاملی که به احساس نزدیکی ،عشق و توجه در میان آنان می انجامد.صمیمیت مستلزم تبادل احساسات عمیق و افکار خصوصی شخص است(هندریکس و هانت،ترجمه ابراهیمی،۱۳۸۴).

در حالی که زوجین آشفته به طور روزمره خیلی کم به یکدیگر ابراز صمیمیت،نزدیکی و محبت می کنند(هالفورد،ترجمه تبریزی و همکاران،۱۳۸۴).

وتوانایی ابراز صمیمیت زمانی به وجود می آید که فرد به یک استقلال  عاطفی و پختگی روانی در خود رسیده باشد تا بتواند آن را به روابط خود انتقال دهد(سلطانی،۱۳۸۷).

می توان گفت یکی از مهمترین دلایلی که باعث می شود همسران احساس کنند که انطباق با ازدواج سخت و مشکل است این است که آنها مشخصا خیلی ایده آل گرا هستند.ارتباط پیش از ازدواج برای آنها پر از افسانه و خیال پردازی است(میرمحمدصادقی،۱۳۸۳).

خواست واراده برای تفکر؛شناسایی حقیقت و واقعیت،پذیرفتن مسئولیت ،تشخیص راست یا دروغ و درست از غلط،شکل اساسی  خود بیان گری انسان و پذیرفتن مسئولیت استقلال عقلانی و تعهد به سودمندی ذهن خویش است(براندن[۳] ،ترجمه هاشمی،۱۳۷۱).

و پذیرش مسئولیت و استقلال در انتخاب همسر و از آن مهمتر پذیرش اداره خانواده و توافق بر سر آن می تواند به عنوان یکی از عوامل مهم در یک ازدواج موفق به حساب آید. نظریه انتخاب مبتنی بر واقعیت درمانی که یکی از جدیدترین رویکردهای مشاوره و روان درمانی محسوب می شود،در آن بر قبول انتخاب،مسئولیت،واقعیت و شناخت درست و نادرست تاکید می شود و ارتباط آنها  با زندگی روزمره فرد در نظر گرفته می شود(شارف،ترجمه فیروزبخت،۱۳۸۷).

از نظر، نظریه انتخاب [۴]    فقدان توان زوجین در ارضای نیازهای اساسی ،احساس ارزشمندی،دوست داشته شدن موجب تعارض و درگیری در روابط زناشویی می گردد(گلاسر و گلاسر،ترجمه نیکو و برازنده،۱۳۸۴).

با توجه به این موضوع که در طی دو دهه گذشته برنامه های پیشگیرانه ای که با هدف بهبود روابط زوجین طراحی شده اند بیشتر جنبه آموزشی دارد تا درمانی .همچنین شباهت رویکرد نظریه انتخاب گلاسر در بستر فرهنگی ما،لذا در این پژوهش مسأله اساسی این است که آیا  آموزش نظریه انتخاب که بر مفاهیمی چون آزادی و انتخاب،مسئولیت،داشتن کنترل بر زندگی خود،آگاهی تاکید دارد بر میزان افزایش تمایز یافتگی و صمیمیت،مهرورزی افراد متاهل موثر است؟

۳- ۱- اهمیت و ضرورت پژوهش

همواره روان شناسان کوشیده اند تا سنگ زیربنای خانواده را مبنایی قرار دهند که زوج ها با محبت و امنیت،صمیمیت،تفاهم و سازگاری خود را ادامه دهند،اما بسیاری از مشکلات زناشویی به صورت پنهان در بستر خانواده ادامه می یابد و موجودیت خانواده را مورد تهدید قرار می دهد و به تدریج اندوه و درماندگی بر زندگی زوجین مستولی گردیده و تاوان این گونه زندگی ممکن است به صورت مشکلاتی روانی- فیزیولوژیکی،اختلالات عاطفی و اختلالات اضطرابی بروز کند(یونسی و همکاران،۱۳۸۲).

جامعه امروزی ما به علت گذرا بودن آبستن بسیاری از حوادث و آسیب های اجتماعی از جمله طلاق و متلاشی شدن خانواده می باشد که آمار۲۱/. طلاق در کشور ما مسأله را روشن می کند(اعتمادی،۱۳۸۴).

لذا تلاش برای استحکام و تداوم پیکره ازدواج و خانواده و ارضاء نیازهای فیزیکی ،عاطفی و روانی  اعضاء در چهارچوب خانواده از اهمیت زیادی  برخوردار است(مهابادی راد،۱۳۷۱).

مطالعات و تجربیات بالینی نشان داده که ریشه بسیاری از مشکلات زناشویی فقدان صمیمیت و مشکلات ارتباطی بین زوجین  است.به نظر می رسد امروزه زوجین بیش از گذشته نیازمند ارضاء نیازهای عاطفی-روانی خویش به ویژه نیاز به صمیمیت هستند(باگاروزی،۲۰۰۱،ترجمه اعتمادی،۱۳۸۴).

در گذشته ،همسران توسط والدین انتخاب می شدند و جوانان با آشنایی بسیار محدود از همدیگر و تعاریف خاصی که از نقششان داشتند و انتظاراتی که حاصل تربیت و یادگیری آنها از والدینشان و فرهنگ ارائه می شد وارد رابطه زناشویی می شدند.اما با تغییر خانواده های گسترده به هسته ای تحولات اقتصادی و اجتماعی،همچنین بالا رفتن سطح تحصیلات،شاغل شدن زنان،میل به استقلال و تصمیم گیری در هر دو طرف دلایل اساسی ازدواج سنتی دستخوش تغییراتی شده است(سگالن،ترجمه الیاسی،۱۳۸۰).

امروزه همسران غالبا به صورت انتخاب آزاد و مستقل زندگی خود را شروع می کنندو نیاز دارند که احتیاجات روحی و روانی شان مثل همدلی ،حمایت کردن،درک کردن توسط همسر ارضاء شود.از طرف دیگر بنا به گفته ی میس(۱۹۷۶)با اینکه امروزه جوانان توقع رابطه صمیمیانه دارند اما مهارت های لازم را در جهت ایجاد آن کسب نمی کنند و در نتیجه باعث کاهش رضایت زناشویی از، ازدواجشان شده است(باگاروزی،۲۰۰۱،ترجمه اعتمادی،۱۳۸۴).

برای مقابله با معضلات زناشویی انواع خدمات و درمان های فردی و گروهی  و آموزش رویکرد های متفاوت  استفاده می شود.نظریه انتخاب به عنوان یکی از جدیدترین رویکرد های  مشاوره و روان درمانی نظریه ای است قابل فهم،غیرفنی، مبتنی بر عرف و عقل سلیم که در آن فرآیند آموزش بیش از درمان به کار گرفته می شود وبر پیشگیری تاکید دارد.اساس فلسفه ی درمان نظریه انتخاب آن است که آدمی نهایتا خود انتخاب کرده و تعیین کننده زندگی خودش است.لذا برای آزمودن ادعا نظریه انتخاب که می تواند از طریق آموزش مفاهیم آن مسائل زناشویی را کاهش داد و کاربردی کردن این نظریه در بستر فرهنگی –اجتماعی ایران ضروری است که به شکل علمی و عملی مداخلاتی صورت پذیرد تا زوج به صورت یک فرد مستقل و رشد یافته اول مسائل و مشکلات خود و بعد همسرش را درک و حل نماید و در جهت ارتقای بهداشت روان فردی و،خانواده و جامعه تلاش کند.

۱-۴-اهداف تحقیق

هدف کلی:

تعیین اثربخشی آموزش نظریه انتخاب به شیوه گروهی بر افزایش تمایز یافتگی و صمیمیت دانشجویان متاهل دانشگاه  غیر انتفاعی شاهرود

  • فرضیه های پژوهش

آموزش نظریه انتخاب به شیوه گروهی برافزایش تمایز یافتگی دانشجویان متاهل موثر است.

آموزش نظریه انتخاب به شیوه گروهی بر افزایش صمیمیت دانشجویان متاهل موثر است.

 

۱-۶-  متغیرها

متغیر مستقل:آموزش نظریه انتخاب به شیوه گروهی

متغیر وابسته: تمایزیافتگی, صمیمیت

کنترل:دانشجویان/متاهل/دانشگاه غیر انتفاعی / شهرشاهرود

مداخله گر:سن/وضعیت اقتصادی,اجتماعی,فرهنگی/هوش

۱-۶-۱تعریف متغیرها

       تعاریف نظری

  نظریه انتخاب:نوعی روان درمانی که بر اساس  واقعیت درمانی شکل گرفته و بر این  اصل استوار است که ما خودمان رفتارهایمان را انتخاب می کنیم و مسئول زندگی  خود و آنچه عمل,احساس فکر می کنیم هستیم در این رویکرد به افراد کمک می شود تا رفتار خویش را کنترل و انتخاب بهتری را در زندگی شان جایگزین کنند(گلاسر,ترجمه فیروزبخت۱۳۸۴).

  تمایز یافتگی:[۵] خود متمایز سازی عبارت است از توانایی به دست آوردن کنترل عاطفی ونماندن در جوعاطفی شدید خانواده(پروچسکا ونورکراس,ترجمه سید محمدی۱۳۸۵).

تمایز یافتگی بیان گر میزان توانایی فرد در تمایز فرآیندهای عقلی از احساس  است.به عبارتی دیگر رسیدن به حدی از استقلال عاطفی که فرد بتواند در موقعیت های عاطفی و هیجانی بدون غرق شدن در جو عاطفی آن موقعیت ها به صورت عقلانی و خود مختار تصمیم گیری می کند(گلدنبرگ و گلدنبرگ،ترجمه برواتی و نقش بندی،۱۳۸۷)

تمایز یافتگی شامل چهار مولفه می شود:

  1. جایگاه من[۶]
  2. واکنش پذیری عاطفی [۷]
  3. جدایی عاطفی [۸]
  4. هم آمیختگی با دیگران[۹]

  جایگاه من:به معنای داشتن عقاید و باورهای مشخص در زندگی است ،افراد تمایز یافته از هویت شخصی  قوی یا جایگاه نیرومندی برخوردارند و به خاطر سبک رضایت دیگران رفتار و عقاید خود را تغییر نمی دهند(اسکیان،۱۳۸۴).

واکنش پذیری عاطفی:حالتی است که در آن احساسات فرد بر عقل  و منطقش غلبه دارد و فرد در موقعیت های مختلف تنها با تکیه بر جو احساسی محیط و بدون توجه به راه حل منطقی ممکن تصمیم گیری می کند(کوری۱۹۹۳،ترجمه سید محمدی۱۳۸۷).

  جدایی عاطفی:کودکانی که در فرایند های فرافکنی خانواده  قرار می گیرند ،معمولا در زمان بزرگسالی یا حتی قبل از آن راهبردهای مختلفی برای فرار از بند پیوندهای عاطفی حل نشده استفاده  می کنند که این راهبردها می تواند فاصله گرفتن فیزیکی از خانواده یا ایجاد موانع روانی مانند صحبت نکردن با یکی از اعضای خانواده باشد(اسکیان،۱۳۸۴).

  هم آمیختگی با دیگران :بوئن تمایز یافتگی را روی یک پیوستار فرضی نشان می دهد که یک انتهای آن تمایز یافتگی و در انتهای دیگر آن هم آمیختگی با دیگران است.افراد هم آمیخته با دیگران شدیدا به تائید و حمایت اطرافیانشان نیاز دارند،احساسات آنها غالب است و رفتارهایشان تحت تاثیر سیستم عاطفی محیط و واکنش اطرافیان شکل می گیرد(گلدنبرگ و گلدنبرگ ،ترجمه شاهی برواتی و نقش بندی ،۱۳۸۷).

  صمیمیت[۱۰] : نزدیکی تشابه و یک رابطه شخصی عاشقانه یا هیجانی با شخص دیگر است که مستلزم شناخت و درک عمیق از فرد دیگر به منظور بیان افکار و احساساتی است که به عنوان منشا تشابه و نزدیکی به کار می رود(باگاروزی,ترجمه آتش پور و اعتمادی۱۳۸۵ به نقل از ذوالفقاری۱۳۸۷).

تعاریف عملیاتی

نظریه انتخاب:فعالیتی گروهی مبتنی بر آموزش نظریه انتخاب طی ده جلسه۹۰ دقیقه ای که بر اساس فرمت ضمیمه شده است.

 تمایز یافتگی:نمره ای که آزمودنی هابه وسیله پرسشنامه  DIS [11] اسکورن(۱۹۹۸)که دارای ۴۶ سوال ، پنج گزینه و چهار مولفهجایگاه من” ،”واکنش پذیری عاطفی”،”جدایی عاطفی”،”هم آمیختگی با دیگران”است،کسب می کنند.

صمیمیت: نمره ای که آزمودنی ها از پرسشنامه  MIQ[12]  استفان وندنن بروک و هانس برتمن(۱۹۹۵ )دارای ۵۶ سوال و ۵ گزینه در چهار مولفه”صمیمیت”،”میزان توافق زوجین”،”میزان صادق بودن”،”علاقه و محبت به یک دیگر”،”میزان  پای بندی به تعهدات” است،کسب می کنند.

 

 

 

 

 

 

 

[۱]-Zabo.

[۲]-Lovinger.G

[۳]-Branden

[۴]-Choice theory

[۵]- Self _Differentiation

[۶]- I_Position

[۷]- Emotional Reactivity

[۸]- Emotional  Cutoff

[۹]- Emotional Fusion

[۱۰]- Intimacy

[۱۱]- Differentiation  of  self inventory

[۱۲]- Merital  intimacy questionneiner

منبع پایان نامه : نقش رهبردر واقعیت درمانی گروهی

  •     درمانگرباید فردی موفق و مسئول باشد.فردی گرم نیرومند و مطمئن به توانایی های خود تا بتواند نیازهایش رادرمحیط برآورده سازد به بیان دیگر باید به عنوان یک الگوی مسؤولیت دیده شود درمانگرباید اصول واقعیت درمانی درونی شده درخودرابه مراجعانش منعکس کند.درمراحل اولیه گروه مسؤولیت درمانگرشروع تعامل ودرگیری با اعضاست که ازطریق روش فعال ومستقیم درمانگرصورت می گیرد مانندپرسش کردن، درخواست اطلاعات، تشویق دیگران درنظردادن ،هم صحبت کردن درباره خود و یا هرعمل دیگری که به ترغیب اعضا درتعامل با یدیگربیانجامد(نوابی نژاد ،۱۳۸۳).

 

  • راهبرهای درمانی نظریه انتخاب:

سوال کردن:سوالات به چهارشیوه واقعیت درمانگرها را کمک می کند.ورودبه دنیای مراجعان جمع آوری اطلاعات دادن اطلاعات و کمک به مراجعان برای کنترل زندگی(وابولدینگ،۱۹۸۸)

مثبت بودن:درمانگرروی کاری که مراجع می تواند انجام دهد متمرکز می شوند. ولی فرصت هایی جهت تقویت اعمال مثبت و برنامه سازی سازنده فراهم می آورند و در برابر بدبختی و شکوه های مراجعان اظهارارات مثبتی می کنند.

شوخی:چون تفریح یک نیازبنیادی است گاهی باید آن را در حین درمان قدری برطرف کرد درمانگر و مراجع با شوخی توازن در قدرت ایجاد و نیازخودشان به تفریح رابرطرف می کنند.شوخی نیاز به تعلق خاطررا نیز برآورده می کند.

رویارویی:چون واقعیت درمانگرها هیچ عذرو بهانه ای را نمی پذیرند و به راحتی تسلیم نمی شوند.رویارویی دردرمان اجتناب نا پذیراست.

فنون تناقض:دراین فنون، دستورالعملهای متناقض به مراجعان داده می شود که اگرمراجع آنگونه که درمانگر گفته اشتباه کند روی مشکلش کنترل پیداکرده است و اگرهم دربرابر مشاورمقاومت کند، مقاومتش کنترل و رفع خواهدشد(شارف،باترجمه فیروزبخت، ۱۳۸۴).

  • فرآیند درمان:

در نظریه انتخاب ،اصطلاح بیمار به کسی اطلاق می شود که نتواند نیازهای اساسی خود را در حیطه ی واقعیت،پذیرش مسؤولیت و تشخیص موارد درست و نادرست ارضائ کندپس دارای هویت ناموفق است.از احساس تنهایی و بی ارزشی رنج می برد و رفتار غیر مسئولانه او موجب اضطراب ،رنج و ناراحتی می شود.بنابراین ،در فرآیند درمان تمرکز بر مسؤولیت،هسته ی اساسی روان درمانی است و پذیرش آن به منزله ی نشانه بارز سلامت روان تلقی می شود(شفیع آبادی،۱۳۸۴).

نظریه انتخاب ساختاری را برای کمک به مراجعین ارائه می دهد  تا به طور اثربخش تری نیازهای شان را ارضاء  کنند و دیگر هدف مهم  پرورش ،پذیرش مسؤولیت در فرد و ایجاد هویتی موفق است در فرآیند درمان ،درمانگر اصولی را به کار می گیرد تا به هدف درمان برسد این اصول شامل:

۱-ارتباط و درگیری عاطفی: که معمولا مشکل ترین مرحله ی درمان است زیرا مهمترین اصل نظریه انتخاب ایجاد رابطه حسنه انسانی، واقع بینانه و خالص بین دوطرف است.درمانگر باید مراجع را در آغاز درمان به همان صورتی که هست بپذیرد و در مقابل رفتار غیر عادی او ایستادگی کند.در طول زمان ایجاد رابطه عاطفی با مراجع ،تابعی از میزان مسؤولیت در مراجع است یعنی هرچه سطح مسؤولیت پذیری در راجع پایین تر باشد زمان طولانی تری برای برقراری رابطه ی عاطفی لازم خواهد بود.ایجاد رابطه ی عاطفی ممکن است یک تا چند جلسه  مشاوره را به خود اختصاص دهد که این نیز به مهارت درمانگر و مقاومت مراجع بستگی دارد.درک و تفاهم و گرمی لازم است تا دو فرد با هم درگیری عاطفی  برقرر کنند.گلاسر معتقد است باید نشان دهد  که دلسوز مراجع است و دوست دارد در مورد هر چیزی که لازم است تغییر کند  با مراجع صحبت کند (شفیع آبادی،۱۳۸۴).

ووبولدینگ  نیز در مورد برقراری ارتباط عاطفی و دوستانه با مراجع به بیان اهمیت نقش رفتارهای حاکی از توجه می پردازد.ازجمله این رفتارها عبارتند از:راحت نشستن،نگاه کردن مناسب و تشریح گاه به گاه صحبت ها.شروط مهم رابطه ی درمانی هم عبارتند از:رعایت ادب،اشتیاق،علاقه مندی و خلوص در جریان درمان،گوش دادن مداوم به شکایت های مراجع می تواند او را به رفتار غیر مسئولانه سوق دهد بنابراین ،درمانگر نباید بیش از حد به شکایات مراجع گوش دهد و پذیرای آن ها باشد تا از این طریق بتواند رفتار مسئولانه را هرچه زودتر در او به وجود آورد(شارف،ترجمه فیروز بخت).

مراجع باید به رفتارش  با دید انتقادی بنگرد و ببیند  که آیا  آن رفتار بهترین انتخاب او هست یا نه؟ درمانگر در مورد رفتار مراجع قضاوت نمی کند بلکه مراجع را هدایت می کند تا رفتار خودش را از طریق ارتباط و درگیری با درمانگر ارزشیابی کند (شفیع آبادی،۱۳۸۴).

۲- طرح ریزی: وقتی مراجع دست به قضاوت ارزشی می زند لازم است تا برای عملی کردن آن،به او کمک شود تا نقشه های واقعی بریزد و برای این کار لازم است اطلاعات لازم را در اختیار او گذاشت(شفیع آبادی،۱۳۸۴).

۳-تعهد به طرح: برای آن که مراجع به طرح تدوین شده به خوبی عمل نماید،لازم است از تو تعهد گرفته شود.این تعهد می تواند به شیوه کتبی یا شفاهی باشد که تعهد کتبی انگیزه بیشتری ایجاد می  کند(شفیع آبادی،۱۳۸۴).

۴-عدم پذیرش عذر و بهانه و امتناع از تنبیه: هرگاه مراجع به تعهد خود عمل نکند لازم است تا قضاوت ارزشی او که قبل از طرح ریزی صورت گرفته است،مجددا مورد بررسی قرار گیرد.درمانگر نمی تواند مراجع را از راه قانونی و یا تنبیه  متعهد نگه دارد ونیز نمی تواند از آن عقب نشینی کند.هرگونه اظهار نظر و گفته ی منفی و تحقیر کننده از طرف مشاور در حکم تنبیه است.تنبیه نکردن به اندازه ی نپذیرفتن عذر و بهانه اهمیت دارد. زیرا تنبیه به رابطه حسنه  لطمه می زند و تعهد و مسؤولیت را از افراد سلب می کند و موجب تقویت هویت ناموفق می شود.هرگاه تنبیه می کنیم،به قضاوت ارزشی دست زده ایم و به فرد اجازه نمی دهیم تا رفتارش را خود ارزیابی کند.

  ۲-۱-۱- در حوزه تمایز یافتگی

  • تاریخچه خانواده درمانی

آغاز نهضت خانواده درمانی  اواخر دهه ی۱۹۴۰ و اوایل دهه ی۱۹۵۰ یعنی بعد از جنگ جهانی دوم و گردهمایی خانواده بعد از جدائی هاست.با این حال،نظرات درباره ی ریشه ها و سرچشمه ها ی این نهضت به قبل از این دوران برمی گردد.ناتان آکرمن[۱] می گوید ماهیت شفادهندگی خانواده همگام قوانین اساسی کردار انسان بوده و احتمالا قدمت آن به اندازه خود خانواده است.به نظرکریستال بیلز[۲] از جمله ریشه ها و سرچشمه های خانواده درمانی “مردم شناسی ” و “روان کاوی است. ریشه های این ایده به سخنرانی های مارگارت مید مردم شناس معروف در دهه های اول قرن جاری برمی گردد.از سویی دیگر بسیاری از بنیان گذاران نهضت خانواده درمانی جزو تربیت یافتگان مکتب روان کاوی و یا متاثر  از نظریه ها و روش های آن بوده اند آکرمن،موری بوئن [۳]، لیدز[۴]،مینوچین[۵]  و سایرین از آن جمله  اند.به نظر آکرمن شروع واقعی نهضت خانواده در کارهای او و همکارانش در “جنبش راهنمایی کودک”نهفته است؛جنبشی که تحت الشعاع گزارشات مربوط به خانواده ی اسکیزوفرنیک قرار گرفته است(هی لی[۶]، ترجمه ثنایی،۱۳۸۳).

در سال ۱۹۷۰ طرفداران نظریه سیستم ها در اقلیت بودند،ولی دو کانون عمده رشد دیده می شد:کار نظریه پردازان ارتباطات و موری بوئن. نظریه سیستمی بوئن متمرکز بر مفاهیم مربوط به روان کاوی و اسکیزوفرنی است.بوئن در دهه ی۱۹۷۰ در مورد اختلافات  عاطفی،به ایجاد یک نظریه جامع،گسترده ومبتنی بر سیستم روی آورد.حیطه  کار او سه تا چهار نسل را در برمی گیرد(هی لی ترجمه ثنایی،۱۳۸۳).

درمانگران خانواده در آستانه قرن ۲۱ و جستجوی راهبردهایی که کارایی آنان را تضمین کند.باید با واقعیت های جدیدی روبرو شوند از جمله ی آنها این که زندگی خانوادگی شامل درهم شکستن سلسله مراتب ها، افزایش در تعداد و انواع شکل های خانواده و تمرکز بر چند فرهنگی بودن است.بنابراین  کار تخصصی خانواده درمانی نیز تغییر خواهد کرد زیرا درمانگران با گروه های ناهمگون تری از مراجعان کار خواهند کرد(کارلسون[۷] و همکاران،ترجمه نوابی نژاد،۱۳۸۴).

  • خانواده درمانی سیستمی

نظریه عمومی سیستم ها نخستین بار توسط زیست شناسی به نام   برتالانفی [۸] دردهه ی۱۹۴۰ پیش کشیده شد.این نظریه کوششی است برای ارائه ی یک الگوی نظری جامع که تمامی نظام های زنده را در بر بگیرد،این الگو به کار تمامی علوم رفتاری می خورد.سهم عمده برتالانفی فراهم ساختن چهارچوبی است برای توجه به پدیده های به ظاهر بی ربط و درک اینکه آنها چگونه در کنار یکدیگر مولفه های به هم پیوستن یک نظام بزرگتر را تشکیل می دهد(هی لی ،ترجمه ثنایی،۱۳۸۳).

از نظریه سیستم ها می کوشد تا نظام ها را با توجه به شیوه ی سازمان دهی و نیز همبستگی متقابل اجزای آن طبقه بندی کند.خانواده درمانگرهایی که نظریه عمومی سیستم ها را اتخاذ کرده اند،فرد را موجود پیچیده ای می دانند که در داخل یک نظام عمل می کند و مفاهیمی چون بیمار یا سالم را اموری بی ارتباط می داند،نشانه ای که در یک شخص پدیدار شده است صرفا بدان معناست  که نظام مذبور (خانواده،محله یا کل جامعه) دچار اختلال و بد کارکردی  شده است.در خانواده درمانی تاکید بر علیت چند گانه در سطوح مختلف است،نه بر تعارضات درون روانی ناگشوده یک فرد،در اینجا تاکید بر زمان حال است نه گذشته (گلدنبرگ وگلدنبرگ،ترجمه شاهی برواتی و همکاران۱۳۸۷).

در رویکرد سیستمی تمایز فرایند [۹] و محتوا[۱۰]  در پویایی گروهی تاثیر بزرگی بر درمان دارد.درمانگران مجرب یاد می گیرند تا توجه کنند که چطور خانواده ها در مورد محتوی مسائل بحث می کنند. بالبی[۱۱] در سال ۱۹۶۹ ،به طور اساسی، مفهوم دلبستگی[۱۲]  و تعلق را مطرح کرده است. وی به تمایل مادر-کودک اشاره می کند و نتیجه عمده آن را به وجود آمدن نوعی دلبستگی بین آنان می داند.وجود این پیوند سبب می شود که کودک به دنبال آسایش حاصل از وجود مادر باشد به خصوص زمانی که احساس ترس و عدم اطمینان می کند(کلی نژاد،۱۳۸۰).

دلبستگی کودک به والدینش نقش مهمی در رشد بهنجار کودک دارد و رشد جسمی،ذهنی،عاطفی و اجتماعی کودکان متاثر از نوع دلبستگی به مادر است(بالبی به نقل از معتمدی،۱۳۸۶).

از نظراریکسون   [۱۳]کودکان در ماه های وسا لهای نخست زندگی یا به این نتیجه می رسند که دنیا محل خوب و مناسبی برای زندگی است یا محل رنج و عذاب و ناکامی است و از آنجایی که فرزندان تا مدتها وابسته و محتاج به دیگران هستند ،باید شرایط اتکا به دنیای خارج برای آنها فراهم شود در این دوران ایجاد حس اعتماد به دنیا که از محبت به والدین و ارضای نیازهای کودکان نشات می گیرد و مهمترین تکلیف است و بی اعتمادی به دیگران و احساس ناامنی،مشکلات هیجانی خاصی را در پی خواهد داشت(هربرت[۱۴] به نقل از سلطانی،۱۳۸۷).

“کوهات [۱۵] ”  در سال ۱۹۷۱،بهترین نوع هویت را،خودمختار می داند که عزت نفس و خویشتن باوری از ویژگی های آن هستند.فردی که در این هویت احساس امنیت می کند بیش از دیگران  وابسته نخواهد بود و صرفا هم کپی والدین نیست.بهترین وضعیت برای کودکان این است که از طریق  تعامل با والدین”نیاز به منعکس شدن[۱۶]” و نیاز به کمال گرایی خود را برآورده سازند.اگر والدین  نیازهای خود را به درخشیدن و موفق شدن را پذیرفته باشند، پس خودانگاره فرزندان آنها نیز پذیرفته و منعکس خواهد شد. اگر والدین عزت نفس کافی داشته باشند،می توانند از نیازهای فرزندشان به کمال گرایی آسوده خاطر باشند.اگر والدین نتوانند در مراحل رشد خود ،نیازهای کودک به منعکس شدن  و کمال گرایی را برآورده سازند،هویت آشفته ای پرورش خواهند داد(پروچسکا[۱۷] و نورکراس[۱۸] ،ترجمه سید محمدی،۱۳۸۵).

نظریه “ارتباط شیء[۱۹] ”  بیشتر بر روابط میان فردی با اشیا تمرکز دارند.منظور از شیء؛هر شخص یا فعالیتی است که می تواند یک غریزه را ارضاءکند.بنابراین ممکن است انرژی روانی را صرف افرادی مثل مادرمان کنیم که توانایی ارضای نیازهای اساسی ما را دارند.این نظریات، بر روابط مادر – کودک تاکید خاصی دارند و موافقند که موضوع مهم در رشد شخصیت کودک برای مستقل شدن از شی اصلی اش،یعنی مادر است. (شولتز[۲۰] و شولتز ،ترجمه سید محمدی،۱۳۸۶).

“بوئن” نیز مشاهده کرد که بعضی از مردم نمی تواند خودشان را از یک رابطه جدا کنند تا یک سطح رضایت بخش از خود را کسب کنند.او عقیده داشت که این فرایند به زودی در زندگی آغاز می شود.یک کودک،منبعی از نیرو برای والدینی است که “خود” را از  کودک قرض می گیرند و آن کودک به طور عاطفی  وقسمت ایگو با والدینش پیوند خورده است.این آمیختگی  باخانواده است که زمینه را مساعد می کند . تا آن کودک بیش از اندازه حساس به نیروی باهم بودن،به جای صرف نیرویش به طرف فردیت  باشد(بوئن۱۹۶۵ به نقل از گیبسون[۲۱] ،ترجمه ثنایی و همکاران،۱۳۸۲).

یک خانواده نا کارآمد در فراهم کردن محیط طبیعی و امن برای کودک ناتوان است و با یک مجموعه از قوانین محدود کننده از رشد عاطفی و اجتماعی هر یک از اعضاء به خصوص بچه ها جلوگیری می کند و جدایی از یک نیاز برای زنده ماندن،اعضای خانواده یاد می گیرند تا واقعیت درونی شان را کاهش دهند . “براون[۲۲] “در سال۱۹۸۸،در توصیف و رشد “وابستگی متقابل” را مشاهده کرد که  کودک سعی می کند تا از نظر رفتاری شناختی و عاطفی،وابستگی اش را به شخصیت والدین مقتدر حفظ کند. اشخاص با سطوح بالاتری از تمایز یافتگی رشد کردن را جدا از والدینشان در کودکی شروع کرده اند.والدینشان،آنها را به استقلال و خود مختاری تشویق کرده اند.این افراد می توانند با پذیرش ریسک نارضایتی دیگران،تصمیم بگیرند.آنها کاملا مطمئن به خود هستند و عمل کردنشان تحت تاثیر ستایش یا انتقاد دیگران نیست.با توانایی برای حفظ عملکرد عاطفی کنترل شده در حد و مرزشان می توانند روابطی بدون نیاز به دیگران – که اغلب عملکرد را معیوب می سازد- داشته باشند(براون،۱۹۸۸،به نقل از گیبسون ،ترجمه ثنایی و همکاران،۱۳۸۲).

این افراد با عنوان “هویت از دست رفته”مشخص می شوند.آنها هویتشان را برای هرکس یا هرچیزی فدا می کنند.در واقع  کنترل مناسب خودشان را از دست می دهند و به جای عمل کردن با یک حس پرشور از ذوق و استعدادهای  خود ؛در یک حس  خود ارزشمندی ضعیف عمل می کنند(فیشر[۲۳] به نقل از پاپکو،۲۰۰۶).

هرچند بوئن در سال ۱۹۸۸ بر این عقیده بود که هم وابستگی ،بخشی از رشد انسانی است و ذاتا منفی و ناکارآمد نیست اما در وابستگی متقابل ادغام با دیگران و اجتناب از تعارض و کوچک شمردن تفاوت ها،موضوعات اساسی هستند.بوئن معتقد بود که در خانواده ناکارآمد هیچ اساسی برای رشد خود مختاری و هیچ همکاری در تمرین برای ایجاد تعادل بین رشد خود مختاری، وابستگی،وابستگی متقابل با دیگران وجود ندارد(گیبسون، ترجمه ثنایی و همکاران،۱۳۸۲).

به عقیده بوئن هریک از ما نیازمند همنشینی،و مقداری استقلال هستیم.با وجود آنکه هیچ کس به تاثیر سازنده ی خانواده شک ندارد،بسیاری از افراد تصور می کنند که وقتی آنها خانه را ترک می کنند  بزرگسالانی بالغ و مستقل،و حداقل از تاثیر والدینشان آزاد هستند.برخی افراد به فردیت بها می دهند و آن را به عنوان علامت رشد برای جدا شدن از والدینشان  در نظر می گیرند.سایرین آرزو می کنند می توانستند به خانواده هایشان نزدیکتر باشند،اما دیدار را بسیار دردناک می یابند،و بنابراین دور می مانند تا خود را از ناامیدی و آسیب  حفظ کنند.اما همان گونه که بوئن دریافت ،هر کجا که رویم   خانواده با ما می ماند .واکنش پذیری هیجانی برطرف نشده نسبت به والدینمان ،مهمترین موضوع  ناتمام زندگی مان خواهد شد(نیکولز و شولتزترجمه دهقانی و همکاران ۱۳۸۷).

[۱]-Nathan W.& Ackerman

Christian. C .Beels – [2]

[۳]-Murry Bowen

[۴]-Lids

Minuchin . S-[5]

Haley.J -[6]

[۷]-Carlson

Bertalan ffy .L -[8]

[۹]-Process

[۱۰]-Content

[۱۱]-Bowlby

[۱۲]-Attachment

[۱۳]-Erikson .E .H

[۱۴]-Herbert. M

[۱۵]-Kohut.H

[۱۶]-Need Tobe Mirrored

[۱۷]-Prochaska. James O

[۱۸]-Norcross. .John

[۱۹]- Object relations Theories

[۲۰]- Shultz.D.P&Schultz.S.E

[۲۱]-Ibson. J.M

[۲۲]-Brown.S

[۲۳]-Fisher.T.F

پایان نامه ریسک در پایداری پروژه های گودبرداری

۲-۳-۱- عوامل مؤثر بر انتخاب روش‌های گودبرداری

روش‌های پایدارسازی دیوارهای گود با توجه به  شرایط و جنس خاک، عمق گودبرداری، ابعاد گود، سطح آب زیرزمینی، موقعیت و نحوه‌ قرارگیری محل گود، لرزه‌خیزی منطقه، نحوه کنترل و نظارت سازمآن‌های مسئول، پوشش‌های بیمه‌ای و از همه مهم‌تر تفکر و نگرش دست‌اندرکاران امر ساختمان به حقوق و سلامت دیگران و ریسک‌پذیری آن‌ها انتخاب می‌گردد.

انتخاب هریک از این روش‌ها یا ترکیبی از آن‌ها، به پارامترهای مختلفی بستگی دارد که از جمله می‌توان موارد زیر را برشمرد:

۱- حجم کار

۲- عمق گود

۳- شرایط قرارگیری طرح: الف- داخل شهر یا خارج آن  ب- شلوغی یا خلوتی محیط طرح

۴- موقعیت اطراف طرح: الف- زمین بایر و احتمال کاربری آن ب- معبر و عرض آن ج– ساختمان و تعداد طبقات آن

۵- شیب زمین

۶- ماشین‌آلات موجود

۷- نیروی انسانی موجود

۸- قوانین و ضوابط اداری و فنی

۹- شرایط اقتصادی

 

 

  • علت‌های گسیختگی در گودبرداری‌های عمیق

بطور کلی دلائل ریزش گودبرداری به صورت زیر دسته بندی می شود:

الف-گودبرداری باز

  • کمبود مطالعات ژئوتکنیکی، انتخاب نامناسب پارامترهای خاک و سنگ و شرایط آب زیرزمینی
  • بی‌توجهی طراح به اثر نشست بر ساختمان‌های مجاور
  • عدم درک طراح و پیمانکار به اثرات هوازدگی و زمان، بر مقاومت برشی خاک

ب- گودبرداری با المان‌های سازه‌ای

  • کمبود مطالعات ژئوتکنیکی، انتخاب نامناسب پارامترهای مقاومتی خاک و سنگ و شرایط آب زیر زمینی
  • کیفیت نامناسب جزئیات سازه‌ای
  • نا‌هماهنگی بین طراح و پیمانکار
  • نا‌آگاهی طراح از محدودیت‌های روش‌های خاص مهارگذاری، پایدارسازی از قبیل تزریق با فشار بالا و …..
  • بی‌توجهی طراح به اثر تغییر شکل در سیستم‌های سازه‌ای نگه دارنده خاک و توده خاک
  • تغییر بارگذاری از شرایط متعارف از قبیل نوسانات آب، درجه حرارت و بی‌توجهی پیمانکار به اثر این عوامل
  • تغییر شرایط ژئوتکنیکی خاک و سنگ و بی‌توجهی پیمانکار به اثر آن بر پایداری
  • بارگذاری‌های غیرمتعارف موقتی بر سیستم‌های حائل خاک
  • کیفیت پائین عوامل اجرایی در انجام فعالیت‌های جزئی

 

 

  • مقایسه هزینه اجرای سیستم‌های مختلف پایدارسازی گود

شکل (۲-۲) هزینه تمام شده اجرای ده سیستم مختلف به ازای هر متر مربع پایدارسازی، که در سال ۲۰۰۱ در ایالات‌متحده اجرا شده است را نشان می‌دهد. طی بررسی‌های به عمل آمده مشخص شد که سیستم نیلینگ می‌تواند حدود ۱۰ الی ۳۰ درصد در کاهش هزینه‌ها موثر واقع شودSabatini) et al, 1997). البته باید توجه گردد که برای مناطق و زمان‌های مختلف، ممکن است نتایج متفاوتی بدست آید. از طرفی با توجه به محدودیت‌های محیط‌های شهری، سیستم‌های شماره ۱ تا ۵ این شکل کارایی چندان زیادی در مناطق شهری ندارند.

 

شکل۲-۲- مقایسه هزینه اجرای سیستم های مختلف پایدارسازی گود

 

بسته به وجود یا عدم وجود آب‌های زیرزمینی، روش‌های ارزان و قابل رقابت در محیط‌های شهری به دو دسته تقسیم می‌شوند:

الف- با آب زیرزمینی زیاد

  • اختلاط عمقی خاک
  • ستون‌های تزریق با فشار بالا
  • دیواره دیافراگم
  • شمع‌های هم‌پوشان

ب- بدون آب زیرزمین و یا با آب کم و قابل زهکشی

  • میخ‌گذاری
  • شمع مجزا با مهاری و پوشش داخلی
  • بلوک با مهاری

 

 

  • روش‌های آنالیز پایداری گودها

آدرس سایت برای متن کامل پایان نامه ها
پایداری گودها یکی از مسائلی است که از زمان‌های گذشته مطرح بوده است. آنالیز پایداری گودها معمولاً برای ارزیابی ایمنی شیب‌های طبیعی، حفاری‌ها، خاکریزها، سدهای خاکی، خاکبرداری‌ها و … انجام می‌گیرد. همگام با پیشرفت روش‌های پایدارسازی گود در سال‌های اخیر آنالیز پایداری جداره گودها نیز پیشرفت‌هایی داشته و به مرور از انجام محاسبات دستی به راه حل‌های کامپیوتری و آنالیزهای احتمالاتی تغییر رویه داده اند. در ادامه روشهای آنالیز پایداری شیب مورد بررسی قرار گرفته اند.

 

 

  • روش‌های سنتی و مرسوم آنالیز پایداری گودها

امروزه روشهای زیادی برای ارزیابی ایمن بودن شیبهای طبیعی، گودبرداری ها، خاکریزها، سد خاکی و … وجود دارد که مرسوم ترین آنها استفاده از معادلات تعادل نیرو و لنگر در محدوده گوه گسیختگی و همچنین کاربرد مفهوم ضریب اطمینان می باشد. روش تعادل حدی مهم ترین روشی است که اساس کار آن حل معادلات تعادل نیرو و لنگر می باشد. حل این معادلات در برخی موارد بسیار پیچیده و زمانبر بود. همین پیچیدگی معادلات و زمانبر بودن محاسبات محققان را برآن داشت تا فرضیات و ساده سازی هایی جهت سهولت محاسبات در نظر گیرند. بدین ترتیب تفاوت در فرضیات باعث گردید در طول سالها روشهای تعادل حدّی بسیاری برای آنالیز پایداری شیب معرفی شوند.  از جمله این روشها می توان به روش معمولی (فلنیوس، ۱۹۳۶)، روش اصلاح شده بیشاپ (۱۹۵۵)، روش جانبو (۱۹۶۸)، روش مورگنسترن-پرایس (۱۹۶۵) و روش اسپنسر (۱۹۶۷) اشاره کرد. چهارچوب کلی این روشها با وجود تفاوت و اختلاف در روند تحلیل و نتایج بدست آمده، یکسان بوده و مبنای نظری آنها استفاده از قطعه های عمودی برش خورده از سطح لغزش شیروانی می باشد که هر روش با توجه به فرضیه ها و اصول خود به تحلیل پایداری قطعه ها بر اساس تعادل های گشتاور و نیرو و همچنین چگونگی تأثیر نیروهای افقی (برشی) و قائم در روند محاسبات می پردازد. در روش حدی پایداری شیب به وسیله ی ضریب اطمینان اندازه گیری می شود که بصورت نسبت بین  مقاومت برشی خاک به تنش برشی لازم جهت تعادل بیان می شود.(Duncan 1996) در حال حاضر نیز مبنای نرم افزارهای کامپیوتری مورد استفاده در آنالیز پایداری شیب بر روشهای تعادل حدّی استوار است. که اغلب برای آنالیز اولیه یا مقدماتی  و تخمین سریع پایداری شیب بسیار مفیدند.

یکی از ساده سازی های صورت گرفته در آنالیز پایداری شیروانی ها مربوط به شکل سطح لغزش می باشد. معمولا شکل سطح لغزش به یکی از حالت های مسطح، مدور یا غیر مدور در نظر گرفته می شود. با توجه به اینکه در لحظه گسیختگی، مقاومت برشی در کل طول سطح لغزش بسیج می شود بنابراین شکل سطح لغزش نیز قبل از شروع آنالیز باید انتخاب شود. فرآیند این آنالیز تا زمانی که سطح گسیختگی بحرانی که کمترین ضریب اطمینان را دارد ادامه می یابد. مطالعات زیادی جهت بررسی صحت برخی از روشهای تعادل حدی و همچنین پیدا کردن روشی برای یافتن سطح لغزش بحرانی صورت گرفته است. تحقیقات نشان داده است که در اکثر مواقع فرض مدور بودن سطح لغزش نتایجی بسیار نزدیک به زمانی است که سطح لغزش غیر دایره ای در نظر گرفته شده باشد. با این تفاوت که فرض دایره ای بودن در کاهش حجم محاسبات مربوط به ضریب اطمینان بسیار مفید است در نتیجه سطح لغزش بحرانی را در اغلب موارد می‌توان دایره‌ای فرض نمود مگر اینکه لایه‌های زمین که سطح لغزش را احاطه کرده‌اند به نحوی قرار گرفته باشند که باعث ایجاد سطح لغزش غیر دایره‌ای شوند (Duncan, 1996).